تَمَارَضَ در حاليكه بيمار نبود به بيمارى تظاهر كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص257) 
تظاهر بأَنه مريض و ليس بهِ مرض 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص757) 
ارى من نفسهِ المرض و ليس بهِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص192) 
تظاهر بالمرض و ليس به. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص863) 
تظاهر بالمَرَض و ليس فيه،تصنَّع المَرَض ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ضَعُف و قصّر:«تمارض في أداء واجباته» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1334) 
تن بيمارْ ساخت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص752) 
خود را به بيمارى زدن،تظاهر به بيمارى كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص644) 
مرض التمارض : تمارض :من غير مرض . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6284) 
تَمَارَضَ فِي اَمْرِهِ در كار خود ناتوان شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص257) 
ضعف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص757) 
ضعف (التاج). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص303) 
ضَعُفَ و قصَّرَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص863) 
ضَعُف، و هو مَجَازٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج10 , ص155) 
تَمَارَضَ زيدٌ تظاهر بالمرض و ليس به 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص704) 