تَعَرْعَرَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَعَرْعَرَ

تَعَرْعَرَ

صار أجرب
(
المحیط في اللغة
, ص91)
sourceLink

تَعَرْعَرَت الابلُ

اصابها داءُ العُرَّة.
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص511)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.