چشم پنام هيكلى كه بجهة دفع چشم زخم نويسند،و معنى تركيبى نقاب، و پردۀ چشم،شهيد گويد: بيت بتا نگارا از چشم بد بترس بترس چرا ندارى با خويشتن تو چشم پنام و فخرى گويد: بيت هر كه با حرز دولتت باشد نبود حاجتش بچشم پنام 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص511) 
با نون بر وزن عرش پيام دعا و تعويذى باشد كه به جهت دفع چشم زخم نويسند چه به نام اعمالى باشد كه به جهت دفع چشم زخم كنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص294) 
هيكلى باشد كه بجهة دفع چشمزخم سازند يا نويسند پنام تبديل پناه است كه بمعنى حافظ و حفظ باشد يعنى دارندۀ آن را از چشم بد در پناه خود كرفته باشد شيخ ابو الحسن شهيد كفته بتانكارا از چشم بد بترس بترس چرا ندارى با خويشتن تو چشم پنام شمس فخرى كفته هركه با حرز مدحتت باشد نبود حاجتش بچشم پنام 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص314) 
- در تحفه تعويذ باشد. اما شمس فخرى چشموهام باين معنى آورده و گفته: بيت هر كه با حرز مدح او زايد نبود حاجتش بچشموهام 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص396) 
حرز و تعويذ كه از چشمزخم نگاه دارد. ← چشم پنام. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص606) 
(اسم مرکب) دعا و تعويذى كه به جهت دفع چشمزخم نويسند. هيكلى كه به جهت دفع چشمزخم سازند يا نويسند. دعاى باطلالسحر. دعاى چشمزخم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص949) 
[اسم] [فارسی] دعا و تعويذى كه جهة دفع چشمزخم نويسند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1169) 
تعويذ.شهيد گفته: بتا نگارا از چشم بد بترس يكى #چرا ندارى با خود هميشه چشم پنام. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص9) 