اگر صد دسته گل از آسمان بيفتد يكيش به دامان ما نيفتد ولى اگر دو تا سنگ از آسمان بيفتد اوليش روى سر ماست در بيان بداقبالى خود گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص83) 
بدهكار اگر سنگ هم بر سرت زد سنگ را بگير و از دست مده(يا)سنگ را بگير و بقيه حساب را دعوى كن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص96) 
يكى دلش نميآمد پهلوى زنش بخوابد،ديگرى او را ميبرد توى سنگ و كلوخها پهلويش ميخوابيد يكى دلش نمىآيد از مال يا چيزى گرانبها از مال خود استفاده كند،ديگرى از آن حد اعلاى استفاده را مىكند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص690) 
خر كورهپزى است از شنبه تا پنجشنبه گچ مىكشد روز جمعه هم از كوه سنگ مىآورد در مورد كسى گفته مىشود كه دائم كار مىكند و هيچگاه استراحت ندارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص335) 
اگر سنگ به شيشه بخورد واى به شيشه،اگر شيشه به سنگ بخورد باز هم واى به شيشه طرف شدن قوى يا ضعيف يا ضعيف با قوى،در هرحال به زيان ضعيف است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص82) 
سالها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص338) 
(سنايى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص463) 
خر كورهپزيست،از شنبه تا پنجشنبه گچ ميكشد روز جمعه هم از كوه سنگ ميآورد در مورد كسى گفته مى- شود كه با كمال مشقت از شنبه تا جمعه ملزم بكار كردن است و دمى آسايش و وقت راحت ندارد و هم گويند:«مثل خر كورهپزى بايد...» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص233) 
هرجا كه ديدى مرد پير،بنشين و احوالش بگير هرجا ديدى پيرهزن سنگ را وردار (بردار) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص770) 
چون بوی خوش از مشك جدا گشت و زر از سنگ بی قدر شود مشك و شود سنگ مزور. ناصر خسرو. نظير: چوب صندل بو ندارد هيزم است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص658) 
خواه سنگ بر شيشه زن و خواه شيشه بر سنگ، در هر دو حال شيشه خواهد شكست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص239) 
حجر كعبه به ميزان شريعت سنگيست - گرچه در كفه به سنگينش نهاده است فرنگ. (شعر من هست بمعيار قبولت سنگين ديگران گو ننهندش بجوى قيمت و سنگ...) سلمان ساوجى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص690) 
تو نيك باش و مدار اى برادر از كس باك - زنند جامۀ ناپاك گازران بر سنگ مولوى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص567) 
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض ورنه هر سنگ و گِلى لؤلو و مرجان نشود (حافظ) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص642) 
سنگى به چند سال شود لعل پارهاى زنهار تا به يك نفسش نشكنى به سنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص493) 
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ غلطان نشود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص505) 
گر نگهدار من آن است كه من ميدانم شيشه را در بغل سنگ نگه ميدارد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص489) 
به بلخ اندر به سنگى برنوشته است - كه دوزخ عاشقان را چون بهشت است ببلخ اندر بسنگى برنوشته است كه دوزخ عاشقان را چون بهشت است چو باشد مرد عاشق در بر دوست همه زشتى بچشمش سخت نيكوست كجا عاشق بمرد مست ماند كه در مستى غم و شادى نداند. ويس و رامين. نظير: هركجا تو با منى من خوشدلم ور بود در قعر چاهى منزلم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص380) 
گر نگهدار من آنست كه من مىدانم شيشه را در بغل سنگ نگه مىدارد (خيزانى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص630) 
تو از مشك بويش نگه كن نه رنگ - كه در گرچه كوچك بها بين نه سنگ اسدى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص556) 
از آسيا كه بيرون رفتى ترا با سنگ و پارسنگ يا پاسنگ چكار هست؟ در كارى كه رفع نيازت از آن شده است ترا مداخله كردن چه فايدتى خواهد داشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص38) 
ترا تحمل امثال ما ببايد كرد كه هيچكس نزند بر درخت بىبر سنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص233) 
سنگى را كه ديوانهاى در چاه بيندازد،صد عاقل نميتوانند در آورند زيان كارى كه بدون فكر و تعقل انجام پذيرد،گاهى بوسيلۀ تدابير صدها مردم خردمند جبرانپذير نيست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
برادر پشت برادرزاده هم پشت خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بكش نظير: اذا كنت فى سعد و امك منهم غريبا فلا يغررك خالك من سعد فان ابن اخت القوم مصفى اناؤه اذا لم يزاحم خاله باب جلد. دريد بن الصمه اخاك اخاك ان من لا اخاله كساع الى هيجا بغير سلاح و ان ابن عم المرء فاعلم جناحه و هل ينهض البازى بغير جناح 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص411) 
سنگ بدگوهر اگر كاسه زرين شكند قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
آن وقت كه عقل تقسيم مىكردند تو عقب سنگ و ترازو رفته بودى درنتيجه سهمى به تو نرسيد و بىعقل ماندى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص33) 
راحت در آسياست همين سنگ زير را آسودگى اگر طلبى برترى مجوى (واعظ) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص419) 
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر آرى شود وليك به خون جگر شود (حافظ) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص642) 
اصل گوهر چيست سنگى رنگ رنگ - تو چنين آهن دل از سوداى سنگ عطار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص182) 
مرا سر نهان گر شود زير سنگ از آن به كه نامم برآيد به ننگ (فردوسى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص688) 
گر سنگ همه لعل بدخشان بودى پس قيمت سنگ و لعل يكسان بودى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص487) 
(سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص626) 
وقتى كه عقل تقسيم مىكردند تو عقب سنگ و ترازو رفته بودى از عقل بىبهره ماندهاى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص766) 
چاهى كه خوردى از او آب پاك نشايد فكندن در او سنگ و خاك (اسدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص444) 
سكونى به دست آور اى بىثبات كه بر سنگ غلطان نرويد نبات (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص486) 
گرچه سيم و زر ز سنگ آيد همى در همه سنگى نباشد زر و سيم (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص624) 
از آن مار بر پاى راعى زند كه ترسد سرش را بكوبد به سنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص43) 
جواب آن جفنگ اين جفنگ است كلوخانداز را پاداش سنگ است مصرع اول اين شعر در اصل«جواب است اى برادر اين نه جنگ است»ميباشد ولى بر سبيل مطايبه به صورتى كه در اينجا نقل كرديم نيز گفته شده و صورت مثل را بخود گرفته است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص184) 
چو گل كى دهد بار خار درشت گهر چون صدف كى دهد سنگ پشت. (كجا آيد از غرم كار هژبر كجا آورد گرد باران چو ابر...) اسدى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص653) 
زر از بهر خوردن بود اى پسر براى نهادن چه سنگ و چه زر (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص446) 
سگى را لقمهاى هرگز فراموش نگردد ور زنى صد نوبتش سنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص490) 
از خرد خواجه شو كه سنگ سپيد - لعل شد زير دامن خورشيد سنائى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص124) 
از آسيا كه بيرون می روى تو را با سنگ و پاسنگ چه كار در امرى كه سود و زيانت نباشد از چه دخالت كنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص97) 
بر سيه دل چه سود خواندن وعظ - نرود ميخ آهنين بر سنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص138) 
(آهنى را كه موريانه بخورد نتوان برد از او بصيقل زنگ...) سعدى. نظير: اذا لم يعن قول النصيح قبول فان تعاريض الكلام فضول ينبو الوعظ عنه نبو السيف من العصا. لقد اسمعت لو ناديت حيا. يك گوشش در است يك گوشش دروازه. چه بمن گو چه بدر گو چه بخر گو. و رجوع به: آه سعدى...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص422) 
به دست آوريده خردمند سنگ - به نايافته در ندهد ز چنگ اسدى. رجوع به: اى شكم خيره...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص403) 
پولاد كه سنگ را كند خرد - زان شيشه درست كى توان برد امير خسرو. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص516) 
اگر دارى از سنگ و آهن روان - بفرسایى از گردش آسمان (... اگر سنگى آن آهن سنگخاست وگر آهن آن سنگ آهنرباست.) فتحعليخان ملك الشعراء. رجوع به: از مرگ خود چاره نيست. شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص213) 
اگر سنگى ز گردون اندر آيد - همانا عاشقان را بر سرآيد ويس و رامين. رجوع بهرجا سنگ است...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص217) 
(ويس و رامين) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص82) 
اگر سنگى آن آهن سنگ خاست - وگر آهنى سنگ آهن رباست فتحعليخان. رجوع به: اگر تو دولى، و رجوع به از مرگ خود چاره نيست، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص217) 
دل پدر و مادر به اولاد بسته است و دل اولاد به سنگ در مهرومحبت پدر و مادر به فرزندان خود و سنگدلى فرزندان نسبت به پدر و مادر گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص834) 
سنگ بر دست و مار بر سنگ خيرهرايى بود قياس و درنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
به سيهدل چه سود خواندن وعظ نرود ميخ آهنى در سنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص171) 
باران از سنگ دريغ نيست و صحبت از ناپذير دريغ است خواجه عبد اللّه انصارى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص357) 
در تك دريا گوهر با سنگهاست فخرها اندر ميان ننگهاست (مولوى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص364) 
مثل سنگ توى پى ميماند،نه در مىآيد نه عيب ميكند كنايه از مالى يا چيزى است كه نزد كسى يا در جائى گير بيفتند بطوريكه نه از بين برود نه مورد استفادۀ صاحب مال قرار گيرد.مثال اين ملكى هم كه بابام برايم گذاشته چون تا مدتى آنرا طبق وصيتنامۀ خود«حبس»كرده است مثل سنگ... 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص545) 
هزار كلاغ را يك كلوخ بس است (يايك سنگ كافى است) همانند:چو يك مرد جنگى چو يك دشت مرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص655) 
آه سعدى اثر كند در سنگ - نكند در تو سنگدل اثرى سعدى. نظير: إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ اَلْمَوْتىٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ اَلصُّمَّ اَلدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ. قرآن كريم. سورۀ 27. آيۀ 82. گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالۀ من آنچه البته بجائى نرسد فرياد است. لقد اسمعت لو ناديت حيا و لكن لا حيات لمن تنادى. يك گوشش در است يك گوشش دروازه. چه بمن گو چه بدر گو چه بخر گو. از يك گوش ميگيرد از يك گوش در مىكند. قد جعل احدى اذينه بستانا و الاخر ميدانا. شتر نقارهخانه است. شتر زنبوركخانه است. اسب نقاره چيست. گوشش پر است. بيدى نيست كه از اين بادها بلرزد. من گوش استماع ندارم لمن تقول. سعدى. كر مصلحتى دوا ندارد. بيكى در درآيد از گوشش بدگر در برون كند هوشش. سنائى. اى بديدن كبود و خود نه كبود آتش از طبع و در نمايش دود. وى دو گوش تو كر مادرزاد با توام گرمى و عتاب چه سود. منطور بن نوح بن منصور سامانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص73) 
(سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص35) 
آدم(يا)آدميزاد از سنگ سختتر و از گل نازكتر است انسان در تحمل ناملايمات گاه بسيار قوى و گاه بسيار ناتوان است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص12) 
تيغ خوشتر ز طعنۀ دشمن - مشت بهتر ز سنگ مشتاسنگ على شطرنجى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص571) 
آبگينه ز سنگ می زايد - ليك سنگ آبگينه می شكند (شب نباشد كه آه خاقانى فلك چنبرى نمىشكند اگر از روزگار زاده است او روزگارش بكينه مىشكند....) . خاقانى. نظير: از ماست كه برماست. كرم درخت از درخت است. آتش چنار از چنار است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص13) 
(خاقانى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص7) 
اگر سنگ از آسمان ببارد او كار خودش را مىكند هيچچيز مانع انجام كار او نمىشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص82) 
سنگ در دست و مار بر سنگ نكند مرد هوشمند درنگ (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص493) 
مرد بايد كه در كشاكش دهر سنگ زيرين آسيا باشد (سعدى) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص689) 
سنگ سنگ را مىشكندسنگ است كه سنگ را مىشكند زور است كه زور را جواب مىدهد.زورمندتر است كه حريف زورمند را بزانو در مىآورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
همه سنگ يك منيد(يك من هستيد)، پس نيم من كو وقتى بين چند نفر مرافعه اى يا جنگ و جدالى در ميان است و هيچيك زير بار يكديگر نميروند اين مثل ايراد مى- شود،و مراد اينست كه همه دعوى برابرى ميكنيد پس كدام زير بار ديگرى ميرويد تا جدال از ميان برخيزد؟ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص662) 
كسى كه بار شيشه دارد به ديوانه سنگ نميزند كسيكه نقطۀ ضعف دارد از ديگران عيبجوئى نمىكند.كسيكه قدرت مقابله ندارد با زورمندتر از خود پنجه در نمىافكند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص452) 
سنگى را كه نتوان برداشت،بايد بوسيد و گذاشت همانند:چو دستى را نشايد بريدن ببوس. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص364) 
به هر جانب كه رفتم،پاى اميدم به سنگ آمد (نه از مسجد فتوحى شد نه از ميخانه امدادى...)صائب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص180) 
سنگ در دكان كاسب بهتر از آدم بيكاره است چرا كه از آن سنگ استفاده مىشود ولى وجود چنين آدمى بلا استفاده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
هرچه سنگه به پاى لنگه(يا)به پاى احمد لنگه آسيب هميشه به آدم بيچاره مىرسد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص774) 
يك سنگ و چهل كلاغ،يك چوب و صد چهل چراغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص684) 
سنگ روى سنگ بند نشدن(يا قرار نگرفتن) كنايه از شدت سردى و برودت هواست.مثال:هوا بقدرى سرد است كه سنگ روى سنگ بند نمىشود.سكون و آرامش نداشتن.مثال:اوضاع شهر ما بقدرى پريشان است كه سنگ روى سنگ قرار نمىگيرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
آدم از سنگ سختتر و از گل نازكتر است آدمى در تحمل ناملايمات گاهى كمال قدرت و گاهى نهايت ضعف و ناتوانى را از خود نشان ميدهد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص15) 
سرش به سنگ آمده يا به سنگ خورده است متنبه و پشيمان شده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص348) 
خر گچكش روز جمعه از كوه سنگ ميآورد همانند مثل بالاست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص233) 
نازنينتر ز گُل و سختتر از سنگ،بشر (راست گفتند بزرگان خردمند كه هست...)امير خسرو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص728) 
اينجاست كه تير ما به سنگ آمده است (هرگز به دل تو ناله تأثير نكرد...)رايب نائينى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص101) 
پاى اميد ما همهجا مىخورد به سنگ (...سرّيست در مجاذبت سنگ و پاى لنگ)بهار خراسانى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص195) 
كژدم از خبث طبيعت بزند نيش به سنگ (من خود از كيد عدو باك ندارم ليكن... )سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص592) 
سنگ چرخ خاله غورباغه را گرو كشيدن بكتاب داستانهاى امثال رجوع شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
با دهر جنگ،شيشه به سنگ آزمودن است (...با روزگار صلح كن اين امتحان بس است) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص114) 
سنگ چرخ خاله قورباغه را گرو كشيدن چيز ناقابلى را براى انجام كارى به گرو كشيدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
سنگ بزرگ نشانۀ(يا)علامت نزدن است به كسى گويند كه ادّعاى انجام كار مهم و بزرگى را كند كه توانايى انجام آن را ندارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
سنگ به زبان آمد او به زبان نيامد به كسى گويند كه نتوان از او حرفى درآورد يا اقرار گرفت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
كه هيچكس نزند بر درخت بىبر سنگ (تو را تحمل امثال ما ببايد كرد...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص614) 
سنگ به در بسته ميبارد(يا ميخورد) هميشه مصائب و بلا يا بيشتر متوجه مردان ناتوان مىشود.همانند:هرجا سنگ است بپاى لنگ است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص361) 
با قرب نهان قرب عيان را نبود سنگ (گر قرب عيان نيست ولى قرب نهان هست...) قاآنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص366) 
چو سگ صداع كند تن مزن برآور سنگ. (حريف جنگ گزيند تو هم درآدر جنگ...) مولوى. رجوع به: با بدان بد باش...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص649) 
ميان دو سنگ آرد گرفتن(يا خواستن) طمع بسيار داشتن.با تدبير و نيرنگ در صدد استفاده برآمدن. مثال:مرد تردستى است،از ميان دو سنگ آرد ميگيرد؛يا مرد طماعى است از ميان دو سنگ آرد ميخواهد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص591) 
سِرّىست در مجادله سنگ و پاى لنگ (پاى اميد ما همهجا مىخورد به سنگ...)صبا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص484) 
سنگ بزرگ(برداشتن)نشانۀ نزدن است زيادتر از ميزان قوۀ خود تقبل كارى يا كارهائى دليل انجام نيافتن آنست. وعده دادن زياده از نيروى مالى،نشانۀ عدم ايفاى بوعده است.مثال:مىخواهم كارخانۀ سيمانى تأسيس كنم.مخاطب:با اين بنيۀ مالى كه دارى سنگ بزرگ... 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص361) 
البرز را چه باك ز سنگ فلاخن است (حلم تو را بحملۀ دشمن چه التفات...) سلمان ساوجى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص236) 
باده خوردن و سنگ به جام انداختن پس از تمتع كفران و ناسپاسى نعمتى كردن. تمثل: باده با محتسب شهر ننوشى حافظ كه خورده بادهات و سنگ بجام اندازد. حافظ. رجوع به: نمك خوردن و نمكدان شكستن، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص356) 
كلوخ نشسته براى سنگ گريه مىكند بدبختى غم خوشبختى را مىخورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص601) 
هر كجا سنگ است پاى احمد لنگ است صدمه بيشتر به دردمندان و بدبختان مىرسد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص778) 
صحبت سنگ و سبو راست نيايد هرگز در مورد مصاحبت دو نفر غير هم روح و نامتجانس گفته مىشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص390) 
هر جا سنگ است براى پاى لنگ است همانند و بمعنى:سنگ بپاى شكسته مىخورد.سنگ بدر بسته ميبارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص635) 
چو قانع شدى سنگ و سيمت يكى است (نپندارى اين حرف معقول نيست...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص291) 
شيشه را در بغل سنگ نگه مىدارد (گر نگهدار من آن است كه من مىدانم...)خيرانى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص519) 
اينجاست كه سنگ سنگ را مىشكند (جانسختى ما حريف دلسختى تست...)محمد كاشانى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص101) 
به جان كندن آيد برون زر ز سنگ (نه آسان بود با صدف ياخت چنگ ...)اديب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص162) 
(نه آسان بود با صدف ياخت چنگ...) حضرت اديب. رجوع به: از تو حركت...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص387) 
خميرمايه دكان شيشهگر سنگ است در بيان دشمنى افراد يك خانواده گويند(دشمن شيشه سنگ است كه از ذوب آن شيشه به دست مىآيد). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص341) 
زنند جامه ناپاك گازران بر سنگ (تو پاك باش و مدار از كس اى برادر باك...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص454) 
سگ را گشوده و سنگ را بستهاند بكتاب داستانهاى امثال رجوع شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص358) 
(گفت اين چه حرامزاده مردمانند كه...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص488) 
سنگ بجاى(در جاى)خود سنگين است آدم سنگين و موقر هميشه در نظر مردم محترم است.نقيض:سبكسر هميشه به خوارى بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص361) 
هيچكس نزند بر درخت بىبر سنگ (تو را تحمل امثال ما ببايد كرد كه...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص801) 
سنگ را بسته و سگ را گشادهاند به كتاب داستانهاى امثال(جلد دوم)رجوع شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
سنگ را بسته و سگ را گشودهاند (اين چه حرامزاده مردمانند...كه)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص493) 
كهن گردد نو،از سنگ است و خاره (كهن گشتى و نو بودى،تو بىشك...)ناصر خسرو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص614) 
محنت زده را ز هر طرف سنگ آيد همانند:سنگ هميشه بدر بسته ميبارد.هرچه سنگ است بپاى من لنگ است.ماده هميشه بعضو ضعيف ميريزد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص558) 
همانند هركجا سنگ است پاى احمد لنگ است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص687) 
معدۀ جوان سنگ را هم آب ميكند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص570) 
چو قانع شدى سنگ و سيمت يكيست (شنيدم كه در روزگار قديم شدى سنگ در دست ابدال سيم نپندارى اين حرف معقول نيست...) سعدى. رجوع به: قناعت توانگر...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص652) 
هرچه سنگ است بپاى من لنگ است همانند:محنت زده را ز هر طرف سنگ آيد. سنگ هميشه بدر بسته مىبارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص640) 
اجل سنگ است و مردم همچو شيشه (عزيزان قدر يكديگر بدانيد...)بابا طاهر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص39) 
برو سنگ بيانداز بغلت باز شود بىجهت سروصدا مكن فايده ندارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص141) 
ز منجنيق فلك سنگ فتنه مىبارد (...من ابلهانه گريزم در آبگينه حصار)عرفى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص450) 
غافل مشو ز سنگ مكافات روزگار (...در عمر خويش اگر دل مورى شكستهاى)آتش 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص551) 
آدم گرسنه سنگ را هم مىخورد كسيكه سخت گرسنه باشد در بند كيفيت غذا نيست هرچه فراهم شود بدون تأمل مىخورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص19) 
بكسى كه ببهانه بدى غذا از خوردن امتناع ميكند گويند. نظير: كوفته را نان تهى كوفته است. سعدى. مرغ بريان بچشم مردم سير كمتر از برگ تره بر خوان است وانكه را دستگاه و قدرت نيست شلغم پخته مرغ بريان است . سعدى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص25) 
به كسى گويند كه به بهانۀ مطلوب نبودن غذا از خوردن آن امتناع مىورزد.(يعنى كه گرسنه نيست.) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص16) 
كلوخانداز را پاداش سنگ است (جواب است اى برادر اين نه جنگ است...) همانند: هر دستى كه دهى همان دست پس گيرى؛ اين جهان كوه است و فعل ما ندا اين ندا را باز مىگردد صدا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص462) 
(جواب است اى برادر اين نه جنگ است...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص601) 
سنگ به رودخانه خدا نينداخته گناهى مرتكب نشده.توهينى بكسى وارد نياورده.همانند:به اسب شاه نگفته يابو. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص361) 
سنگ كوچك سر بزرگ را مىشكند چه بسا اشخاص خرد و محقر كه در مبارزه اشخاص بزرگ و توانا را بزانو در مىآورند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
همانند دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد. دشمن ضعيف شخص قوى را به خطر اندازد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص493) 
سرش به سنگ زمانه نخورده است آزموده نيست،بىتجربه است،تلخ و شيرين زندگانى را نچشيده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص477) 
ترازوى قيامت را سنگ كم نيست در قيامت سزاى هركس را باندازۀ عمل دهند. تمثل: در ترازوى قيامت نيست صائب سنگ كم عشق در يك پله دارد كعبه و بتخانه را. صائب. مهيا شو دلا در عشق انواع ملامت را كه سنگ كم نمىباشد ترازوى قيامت را. صائب. و در هر دو شعر، مثل بسيار نابجا افتاده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص543) 
وفا جستن از سنگ چشمان خطاست (نبينى كه چشمانش از كهرباست...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص764) 
هرجا سنگ است به پاى لنگ است همانند سنگ به در بسته مىخورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص770) 
جاى نان نمىتوان سنگ گذاشت گرسنگى را جز نان چيز ديگرى جبران نميكند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص181) 
بر شيشه ناموس كسان سنگ مزن (خواهى كه به سنگسار لايق نشوى...)اهلى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص138) 
زمين چون سخت گردد سنگ باشد (عتاب از حد گذشته جنگ باشد...)نظامى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص450) 
سنگ به رودخانه خدا انداختن مرتكب گناه بزرگى شدن(مگر به رودخانۀ خدا سنگ انداخته است:مرتكب گناه بزرگى شده است؟). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر بكتاب داستانهاى امثال رجوع شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص324) 
سنگ بينداز تا بغلت باز شود زحمت بيهوده است.مثال:با تمام قدرتم ميكوشيدم تا«سر اين مرد بزرگ را بسنگ آورم».مخاطب(بمزاح يا بر سبيل استهزاء) سنگ بينداز تا بغلت باز شود،يعنى كوشش تو بيحاصل خواهد بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص361) 
سنگ پاى مباش تا گرامى باشى خود را كوچك و محقر مكن تا نزد همگان محترم باشى.همانند مثل بالاست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص364) 
كه بر سنگ غلطان نرويد نبات (سكونى به دست آور اى بىثبات...) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص611) 
هزار كلاغ را يك سنگ بس است جمعى آدم ترسو را يك مرد دلير متوارى سازد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص789) 
براى نهادن چه سنگ و چه زر بكتاب داستانهاى امثال رجوع شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص99) 
(زر از بهر خوردن بود اى پسر...) سعدى. نظير: خير مالك ما نفعك. رجوع به: بخور هرچه دارى بفردا...، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص414) 
(زر از بهر خوردن بود اى پسر...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص135) 
از هيچ سنگ آينه نتوان كرد كشف المحجوب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص166) 
مكن كارى كه بر پا سنگت آيد (...جهان با اين فراخى تنگت آيد)بابا طاهر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص703) 
سنگ و آبگينه، سنگ و شيشه اين دو،دو شىء متضاد يا دو شخص متخالف يكديگراند.مثال:سنگ و آبگينه با هم جور نمىشوند يا سازگار نمىشوند.اگر سنگ و شيشه با هم سازگار شدند اين دو نفر هم سازگار خواهند شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
بترسد دل سنگ و آهن ز مرگ (... هم ايدر ترا ساختن نيست برگ.) فردوسى. رجوع به: از مرگ خود چاره نيست، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص384) 
بهر نهادن چه سنگ و چه زر (زر از بهر خوردن بُود اى پسر...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص443) 
سنگ در خانه جهود انداختن جاروجنجال بيهوده بهپا كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
آبگينه و سنگ باهم نسازد تمثل: بهم چون بود مهر و كينگاه جنگ ابا آبگينه كجا ساخت سنگ . اسدى. نظير: محبت سنگ و سبو است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص14) 
سنگ تمام را برايش گذاشت و نيز گويند:با سنگ تمام نسبت باو صحبت كرد يا از او پذيرائى كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
قرار نگرفتن سنگ روى سنگ همانند سنگ روى سنگ بند نمىشود. در بيان پريشانى و بىنظمى اوضاع گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص569) 
از نظر آفتاب سنگ شود زر (نشگفت ار به شوند از نظر تو ك...) ملك الشعراء بهار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص162) 
سنگ به پاى شكسته ميخورد همانند و بمعنى مثل بالاست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص361) 
سنگ پيش پاى كسى انداختن مانع و رادع كسى در انجام كارى شدن. مثال:خواستم قنات ملك خودم را آباد كنم ولى شركايم نگذاردند و هزار سنگ پيش پايم انداختند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
هميشه سنگش جاى پارسنگ است در زندگى هميشه مقروض و«باقى كار» است.همانند:هميشه هشتش گرو نه است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص665) 
هر سنگى براى پاى لنگى است همانند:هميشه سنگ بپاى لنگ مىآيد. هميشه ماده بعضو ضعيف ميريزد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص643) 
از ميان دو سنگ آرد بودن (اشاره به دو سنگ آسيا)به آدم زرنگ كه از سودوزيان طرفين بهرهمند شود،گويند(از ميان دو سنگ آرد مىبرد) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص65) 
اسم كسى را روى سنگ كندن كنايه ازمردم كسى و كندن نام او روى سنگ قبرش.بهطور نفرين گويند،به معنى الهى بميرى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص71) 
بلكه سنگ تو آستينش باشد در رعايت حزم و احتياط گويند.داستان:كلاغى به بچهاش گفت: هرگاه آدمى را ديدى كه به زمين خم شود،فورى فرار كن،چون ممكن است بخواهد سنگى از زمين بردارد و به طرف تو پرتاب كند.بچه كلاغ گفت:من تا آدم ديدم فرار مىكنم،شايد سنگ در آستينش باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص151) 
چربى از سنگ برنمی آيد. گج: رجوع به: «چربو از پولاد نيايد» شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص611) 
از بد طينت چشم امتد نيكى نتوان داشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص192) 
سنگ روى دستش خورده است عاجز از انجام كار است.مثال:مگر سنگ روى دستت خورده بود كه نتوانستى اين كار كوچك را انجام دهى؟ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
سنگ به در بسته مىخورد بلا بيشتر متوجه بيچارگان مىشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص492) 
سنگ كسى را به سينه زدن از وى طرفدارى و حمايت كردن.غمخوارى كردن براى كسى.مثال:علت اينكه اين اندازه سنگ فلان را بسينه مىزنى چيست؟-از كثرت پاكدلى و عطوفت سنگ هر ضعيفى را بسينه ميزند و از هر ناتوانى هوادارى ميكند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
نرود ميخ آهنين بر سنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص100) 
(بر سيهدل چه سود گفتن وعظ...)سعدى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص737) 
درخت پربار سنگ ميخورد مردم لايق و پركار همواره هدف سهام تهمت دون- همتاناند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص256) 
پيروز باشد خداوند سنگ (همى از شتابش به آيد درنگ كه...) فردوسى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص521) 
تيرش بسنگ آمد(يا خورد) در تدبيرى كه كرد بمقصود نرسيد نوميد شد. مثال:تمامى كوششها را براى موفقيت خود بكار برد ولى سرانجام تيرش بسنگ آمد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص175) 
اگر نشكست سنگ بياورم وقتى كسى چيز شكنندهاى را با بىاحتياطى جابجا كرده يا ضربه شديد به آن وارد سازد گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص86) 
بند نشدن سنگ روى سنگ نبودن نظم و امنيت در كار(سنگ روى سنگ بند نمىشود:وضع بسيار پريشان و ناآرام است). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص154) 
سنگ آشنا سه چارك است همانند و بمعنى:چارك آشنا هشت سير است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص361) 
سنگ توى چاه انداختن ايجاد مشكل كردن در كارى.مثال:من در صدد تأسيس كتابخانهاى بودم ولى برادرم سنگ توى چاه انداخت و مانع از انجام اين مقصود نيك گرديد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
اين سنگ و اين پاسنگ وسيله آزمايش فراهم است.همانند:اگر گز دور است گز كه نزديك است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص73) 
رجوع: بهاين چاه و اين ريسمان، شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص335) 
خوردن سر كسى به سنگ تجربه تلخ كردن.(سرش به سنگ خورد:به مانع سخت برخورد) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص833) 
سنگ روى بافه گذاردن تثبيت كردن امرى يا موضوعى.ايجاد مشكل كردن بطوريكه طرف نتواند استفاده كند. مثال:مىخواستند شما را از خريد اين مال محروم كنند ولى من با بالا بردن آن سنگى روى بافهاش گذاردم كه هيچكس زير بار خريدش نرود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
سنگ مفت،كلاغ هم مفت هر چيز مفت را باسراف مصرف مىكنند.همانند: مال مفت و دل بيرحم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
پابسنگ آمدن يا خوردن مايوس شدن كامياب و موفق نشدن.مثال كارى كه پيشه كرده بود كار خوبى نبود و بالاخره پايش بسنگ خورد و دست از كار كشيد- نادم شدن.مثال:آنقدر از معاشرت با او زيان ديد كه سرانجام پايش بسنگ خورد و بترك رفتوآمد با او گفت: 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص127) 
سنگ دم راه كسى شدن مانع پيشرفت يا حصول مقصود كسى گرديدن. همانند:خار راه يا سد راه كسى شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
سنگ صبر بر دل بستن بردبارى پيشه نمودن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
سنگ مفت،ميوه مفت حالا كه اسباب استفاده فراهم است چرا استفاده نكنم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
همانند بالا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص493) 
به سنگ خوردن تير (كسى).به مقصود خود نرسيدن(تيرش به سنگ خورد:به مقصود يا هدف خود نرسيد). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص171) 
سنگ رويش بگذار از وى صرف نظر كن.برود گم شود.مثال:بمن قول داده است كه منظور مرا انجام دهد.مخاطب: سنگ رويش بگذار،از وجود او هرگز استفاده نخواهى كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
سنگ زيرين آسيا كنايه از كسى است كه بسيار بردبار و شكيباست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
سنگ نيممن شدن كوتاه آمدن و قبول كردن حرف طرف به منظور اجتناب از بحث. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص493) 
يك سنگ دو كلاغ همانند يك تير دو نشان. از يك كار دو نتيجه گرفتن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص816) 
پايش بسنگ خوردن مانع بر خوردن و در كارى كه در پيش گرفته شد نوميد شدن مثال:مدتها در راه اختراعى كه مىخواست بكند رنج برد ولى بالاخره پايش بسنگ بر خورد و موفق نشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص131) 
نانش سنگ شدن وضع زندگى كسى بد و خراب شدن.مثال:اين روزها نانش سنگ شده است.در مقام نفرين نيز بكار برند و گويند:الهى نانت سنگ شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص600) 
سنگ سنگ كردن كندى و تنبلى كردن در كار.معطل كردن.مثال:آنقدر سنگ سنگ كرد تا موعد كارم گذشت. همانند:شفشف كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
سنگ و آبگينه دو ناهمتا مانند آب و آتش،دو چيز متضاد كه يكى باعث نابودى ديگرى مىشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص493) 
مثل سنگ صبور بردبار،جوركش(به دوستى كه با صبر و حوصله شرح غمها و دردهاى آدم را گوش كند نيز گويند).رجوع شود به سنگ صبور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص676) 
سنگ سنگ شكن حريف قوى و توانا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
سنگ و سبو همانند و بمعنى:سنگ و شيشه.آتش و پنبه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 