بَشَّعَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای بَشَّعَ

بشَّع

أَفْسَدَ الشَّكْل أو جَعَلَه بَشِعًا،شوَّه المنظر:«بَشَّعَ‌ مَنْظَرًا»،«بَشَّعَ‌ وَجْهًا»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص95)
sourceLink

بَشَّعَه

زشت گردانيدن،ناهنجار ساختن؛ بى‌مقدار كردن،بى‌اعتبار ساختن(چيزى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص38)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.