كَيِحَ یکیَح

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَل
bookmark

معنای كَيِحَ یکیَح

كَيِحَ

كَيَحًا:خَشُنَ و غَلُظَ. فهو أَكْيَحُ، و هى كَيْحَاءُ. (ج) كِيحٌ.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص806)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.