اِسْتَكْنَهَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب استفعال
bookmark

معنای اِسْتَكْنَهَ

اِسْتَكْنَهَه

در پى فهم ژرفاى(چيزى)برآمدن، كندوكاو كردن؛درك كردن،فهميدن،پى بردن، متوجه شدن(چيزى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص600)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.