bookmark

معنای غوژه

غوژه [ quje ]

بزاى فارسى،در فرهنگ بمعنى غنچه آورده،ازرقى گويد: بيت غلام باد شمالم كه مى‌وزد خوش خوش ببوى غاليه از غوژه بامداد پگاه و خسرو گويد: بيت تاك از پس غوره ميدهد مل شاخ از پس غوژه ميدهد گل
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1015)
sourceLink

به ضم اول و فتح زاى فارسى به معنى غنچۀ گل باشد و جوزقه را نيز گفته‌اند كه بار درخت پنبه و غلاف پنبه است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص641)
sourceLink

- [به زاى فارسى. بوزن كوزه] جوزقه باشد كه پنبه از آن بيرون آرند و در اصفهان كلوزه گويند. شمس فخرى گويد: بيت ابر از دست شيخ ابو اسحاق در كند پنبه دانه در غوزه و حكيم انورى نيز گويد: بيت اگر آن نخواهم كه از پيله باشد ولى آن ببايد كه در غوزه آيد (1)در برهان معنى نفير كه برادر كوچك كرناست نيز دارد. و در فرهنگ بمعنى غنچه آورده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص943)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]غنچۀ گل.و غوزه و جوزق.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2495)
sourceLink

بار پنبه.
(
فرهنگ قواس
, ص56)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.