شندف بفتح شين و دال،دهل باشد كسايى گويد: بيت بوق خانه چون بغلغل درفتد گوييش در زير ران شندف زنند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص955) 
به فتح اول بر وزن اشرف طبل و دمامه و دهل و نقارۀ بزرگ را گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص585) 
- [بفتح شين و دال و سكون نون] دهل باشد مثالش شمس فخرى گويد: بيت از هيبت تو زهرۀ مريخ شود آب چون ناله برآيد بمصاف تو ز شندف و استاد كسائى نيز فرمايد: [بيت] بوق خايه چون بغلغل درفتد گوئيش در زير ران شندف زنند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص863) 
بفتح شين بمعنى دهل باشد در كلستان ارم كفتهام خروش شندف و شيپور برخاست قيامت كشت و نفخ صور برخاست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص517) 
دهل باشد.فرخى گفت: بيت تا بدر خانۀ تو برگه نوبت سيمين شندف زنند و زرين مزمار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص169) 
[اسم][فارسی]طبل و دمامه و دهل و نقارۀ بزرگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص2086) 
(اسم) طبل بزرگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1844) 
دهل را گويند.فرخى گويد : تا بدر خانۀ تو درگه نوبت#سيمين شندف زنند و زرين مسمار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص174) 