bookmark

معنای بزغند

بزغند

با دال ابجد بر وزن و معنى بزغنج است و آن پسته مانندى باشد كه بدان پوست را دباغت كنند و بعضى گويند نام درختى است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص145)
sourceLink

- [بضم باء و غين معجمه و سكون زاى تازى] نام درختى است در نسخۀ ميرزا - و در مؤيد مسطور كه مانند پسته چيزيست كه از درخت پسته بهم رسد و مغز ندارد و بآن پوست را دباغت كنند و [بباء فارسى ] نيز آمده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص127)
sourceLink

درختيست
(
فرهنگ قواس
, ص48)
sourceLink

بزغنج ( bozqonj )و بزغند

[اسم‏][فارسی‏]چيزى است مانند مازو عفص كه بدآن پوست را دباغت كنند و از درخت پسته حاصل مى‌شود و نوعا درخت پسته يك سال پسته بار آورد و يك سال بزغنج.
(
فرهنگ نفیسی
, ص595)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.