تَخَمَ یتخِم

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِل
bookmark

معنای تَخَمَ یتخِم

تَخَمَهُ تَخْما

جعل لهُ تَخْماً.
(
أقرب الموارد
, ص295)
sourceLink

تَخَمَ فلانٌ

تَخَماً:أَصابته تُخَمَةٌ‌.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص1019)
sourceLink

تَخَمَهُ

براى آن نشان و علامتى نهاد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص217)
sourceLink

جعل لهُ تُخماً او تَخماً
(
المنجد فی اللغة
, ص60)
sourceLink

حد(چيزى را)معلوم كردن،مرز(چيزى را)تعيين كردن،حدومرز گذاشتن(بر چيزى).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص61)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.