bookmark

معنی وسكرده

وسكرده [ veskarde ]

به فتح اول و كاف بر وزن پرورده شخصى را گويند كه كارها را زود و جلد و چست كند و به كسر اول هم به اين معنى و هم شخص جلد و چابك و توانا و صاحب قوت باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص937)
sourceLink

بفتح اوّل همان و شكرده كه كذشت يعنى چست و چالاك و محال‌انديش و بر اين قياس
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص736)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]چست و چالاك و جاهد و كار كن و آنكه كارى را بتندى و جلدى مى‌كند.و قوى و با قدرت و توانا.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3859)
sourceLink

با جد و توش.
(
فرهنگ قواس
, ص168)
sourceLink

وسكرده

(صفت) ← وشكرده.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3132)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.