bookmark

معنای ويژه

ويژه

با ثانى مجهول و زاى فارسى بر وزن بيشه به معنى ويژ است كه خاص و خاصه و خلاصه باشد و پاك و بى‌عيب و بى‌آميزش را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص943)
sourceLink

- [بكسر واو و فتح زاى فارسى] خالص و بى‌عيب و بى‌آميزش باشد. مثالش مسعود سعد گويد: بيت ويژه مى‌كهنه كش گشت چو گيتى جوان دل چو سبك شد ز عشق در ده رطل گران و بمعنى خاص نيز آمده [5]. مثالش حكيم فردوسى گويد: (1)مطلق برج را گويند عموما و برج كبوتر را گويند خصوصا (برهان). (2)برهان اين صورت را ندارد. (3)يعنى: فخر گرگانى. (4)برهان ندارد. (5)ويژ (برهان). بيت بفرمود تا نوذر آمد به پيش ابا ويژگان و بزرگان خويش و ازين بيت حكيم فردوسى معنى خصوصا و بتخصيص ظاهر مى‌شود كه: مرا زين همه ويژه اندوه تست كه بيدار دل بادى و تندرست*
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1500)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]ياى مجهول- شراب ناب. ¦¦
[صفت‏][فارسی‏]ياى مجهول-صادق و راست و پاك و صاف و بى‌عيب و بى‌آميغ و بهترين هر چيزى و خلاصه آن.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3897)
sourceLink

[معين فعل‏][فارسی‏]ياى مجهول-خصوصا و على الخصوص و مخصوصا و بويژه.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3898)
sourceLink

(صفت ، قید ، اسم) خاص. خاصه. مخصوص. متعلق. ¦¦خالص و خلاصه. بىغش. صافى و بىآلايش. پاك. ¦¦ (ق) خصوصاً. مخصوصاً. ¦¦ (اسم) نديم. مقرب.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3146)
sourceLink

خاصه و خالص.عنصرى گويد: مرا زين همه ويژه اندوه تست#كه بيدار دل بادى و تندرست
(
فرهنگ قواس
, ص194)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.