يشمه بر وزن چشمه چرم و پوست خامى را گويند كه به زور دست مالش رسانيده باشند نه به آتش و دباغت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص975) 
- [بوزن چشمه] پوست خام كه تركان آن را ورزيده باشند و در شرفنامه بمعنى چرم خام آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1567) 
[اسم][فارسی]پوست خام سپيد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص4009) 
(اسم) پوست خام دباغى نشده كه آن را با ماليدن آمادۀ استفاده كردهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3210) 
پوست خام بود كه نيك بمالند و تركان يرنداق گويندش.منجيك گفت: چو خان نهاد نهارى فرو نهد پيشت#چو طبع خويش بخامى چو يشمه بى چربو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص138) 
يشمه چرم باشد بىچربو چون سيرم منجيك گويد: چون خوان نهاد نهارى فرو نهد پيشت#چو طبع خويش بخامى چو يشمه بىچربو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص145) 