تَقَبْقَبَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَقَبْقَبَ

تَقَبْقَبَ الفحلُ أَو الأَسدُ و نحوهما

قَبْقَبَ.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص712)
sourceLink

جَيشٌ يتقبقب

في «النوادر»: جَيشٌ يتَجَعْبَى و يتجَرْبَى، و يتقبقب، و يتهبهب، و يتدربَى: يركب بعضُه بعضاً.
theDescriptionIsMachineCreated
(
تهذیب اللغة
, ص248)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.