تَتَحْتَحَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَتَحْتَحَ

تَتَحْتَحَ

تَحَرَّك.
(
المعجم الوسيط
, ص82)
sourceLink

فلان ما يَتَتَحْتَحُ من مکانِه

أَي ما يَتحرَّكُ‌ و هو مقلوبُ‌ الحَتْحَتَةِ‌، و هو السُّرْعة، و قد تقدّم
(
تاج العروس
, ج4 , ص18)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.