كلته بالفتح،بريده دم،و ناقص،شمس خاله گويد: مصراع مى پيچ و ميكش از غم چون مار كلته دم و حيوانى كه پير شده باشد از هر جنس كه باشد،ابو شكور گويد: مصراع بشاه ددان كلته روباه گفت و در ماوراء النهر بمعنى كوتاه استعمال كنند: مصراع معانى كلته همچون ريش اتراك و در فرهنگ كسى كه زبانش فصيح نباشد،و حرف بمخرج نتواند گفت،خسرو گويد: بيت روز و شب هست در اطراف جهان سر گردان تا يكى كلته زبان جاهل احمق بكجاست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1174) 
به فتح اول و ثالث و سكون ثانى حيوان پير سالخورده و از كار افتاده را گويند از هر قسم كه باشد اعم از دد و دام و غيره و هر چيز ناقص و كوتاه و پست و حقير و اندك و نامرتب و دم بريده را هم گفتهاند و شخصى را نيز گويند كه زبانش به فصاحت جارى نباشد و حرفها را از مخرج نتواند خوب ادا كردن و چوب دستى گنده و سطبر و كوتاه را نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص739) 
بفتح بريده دم و كج زبان و غير فصيح و كوتاه را كفتهاند ع بشاه ددان كلته روباه كفت و بمعنى كوتاه كفتهاند ع معانى كلته همچون ريش اتراك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص593) 
چهارپاى پير باشد و گويند چهارپاى دم بريده نيز باشد و دد و دام از كار مانده را هم گويند. بوشكور گفت:[بيت] بشاه ددان كلته روباه گفت كه دانا زد اين داستان در نهفت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص287) 
(صفت ، اسم) حيوان پير و از كارافتاده. لكنته. ¦¦هرچيز ناقص و كوتاه و پست و حقير و نامرتب و دمبريده. ابتر. ¦¦الكن. كجزبان و غيرفصيح. آن كه حروف را از مخرج آنها ادا نتواند كرد. ¦¦ (اسم) چوب دستى گنده و سطبر و كوتاه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2306) 
[صفت][فارسی]حيوان پير سالخوردۀ از كار باز مانده و از كار افتاده خواه وحشى باشد و يا اهلى.و دم بريده. و هر چيز ناقص و كوتاه و پست و حقير و اندك. و نامرتب.و آنكه زبانش بفصاحت جارى. نشده باشد و حرفها را بخوبى نتواند از مخرج ادا كند.و چوبدستى گندهاى كه پر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2824) 
حيون دمبريده را گويند.بوشكور گفته است: بشاه ددّان كلته روباه گفت#كه دانا زد اين داستان در نهفت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص74) 
كلته دنب (صفت مرکب) ابتر. كلته دم. ¦¦افعى دمكوتاه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2306) 
كلته دم (صفت مرکب) بريدهدم. كوتاهدم. دمبريده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2306) 