bookmark

معنای گردناى

گردناى

(اسم) چوبى كه بر آن غلطكى نصب مىكردند و به دست طفلان مىدادند تا راه رفتن بياموزند. روروك. ¦¦چوبى مخروطىشكل كه طفلان ريسمان بر آن بپيچند و بر زمين اندازند كه به گردش درآيد.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2412)
sourceLink

گردناى [ gerdnāy ]

به كسر اول و سكون ثانى و نون به الف كشيده و به تحتانى زده به معنى گل سرخ باشد و چوبى را نيز گويند كه بر آن غلطكى نصب سازند و بدست طفلان دهند تا راه رفتن بياموزند و به فتح اول هم به اين معنى و هم به معنى چوبى باشد امرودى كه طفلان ريسمان بر آن پيچند و نوعى بر زمين اندازند كه تا دير زمان در گردش باشد و به عربى آن را دوامه خوانند با تشديد واو.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص783)
sourceLink

- [بكسر گاف] در نسخۀ ميرزا گل سرخ و چوبى كه بدست كودكان دهند تا بآن رفتن بياموزند اما در سامى - بفتح گاف - (1)برهان ندارد (2)معنى دوم در برهان نيست. (3)بج بجى. (در تداول عامه). آمده و بمعنى چوبى آورده كه مانند گوئى باشد و يكسر آن را باريك كنند و اطفال ريسمانى بر آن پيچند و بر زمين اندازند چنانكه آن سر باريك بر زمين آيد آن ريسمان بخود كشند و آن بر زمين تا دير زمانى گردان باشد و بعربى آن چوب را دوامه گويند - بضم دال و فتح ميم با واو مشدد -. مثالش حكيم خاقانى فرمايد: شعر پاكا منزها تو نهادى بامر خويش در گردناى چرخ سكون و بقاى خاك
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1247)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏]گل سرخ.و گردانه و مدحاة. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]بادبر و گردا.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2892)
sourceLink

آنچه كودكان برو رفتن آموزند.
(
فرهنگ قواس
, ص178)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.