bookmark

معنای كلاژه

كلاژه

به فتح اول به معنى كلاژ است كه لوچ و كاج و احول و كلاغ پيسه باشد كه عكه است و بعضى گويند كاسكينه است و آن پرنده‌اى باشد سبز به سرخى مايل و تاجى مانند هدهد بر سر دارد و آن را سبزك نيز گويند و به عربى شقراق خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص738)
sourceLink

كلاغ پيسه باشد و در بعض نسخه‌ها بمعنى «عقعق»است.مروفى گفت:[بيت] چو كلاژه همه دزدند و رباينده چو خاد همه چون بوم بدآغال[و]چو دمنه محتال
(
صحاح الفرس
, ص287)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]لوچ و احول و كاج.و عكه.و كاسكينه و شقراق.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2821)
sourceLink

(صفت ، اسم) لوچ و احول. كلاژ. كلاز. دوبين. لوش. كج بين. كج چشم. كژچشم. دو بيننده. ¦¦ (اسم) پرندهاى است ابلق با دُمى دراز. كلاغ پيسه. عكه. كلاچه. قالنجه. زاغچه. شمشير دنبه. كسك. شك. كندش. ¦¦كاسكينه و آن پرندهاى است سبز رنگ مايل به سرخى كه مانند هدهد تاجى بر سر دارد و آن را سبزك نيز مىگويند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2298)
sourceLink

سبزك.منجيك گفته است: سه حاكمند اينجاى چون غلبه همه دزد #ميخواره و زن‌باره و ملعون خسيسند
(
فرهنگ قواس
, ص62)
sourceLink

كلاژ و كلاژه

بالفتح كلاغ پيه و عكه دو رنك ابلق و بمعنى احول نيز آمده سيف كفته حسودت ديد مانندت برادى بلى چشم كلاژه يك دو بيند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص592)
sourceLink

ضرب المثل كلاژه

چشم كلاژه يك دو بيند.

(حسودت ديد مانندت برادى بلى...) سيف اسفرنگ. رجوع به: يك دو بيند همى...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص615)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.