bookmark

معنای فرهست

فرهست

بفتح فا و ها و سكون سين مهمله،جادوى باشد،ابو نصر مرغزى گويد: بيت هست را نيست كند تنبل او نيست را هست كند فرهستش
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1040)
sourceLink

بر وزن بدمست به معنى جادو و جادويى و سحر و ساحرى باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص662)
sourceLink

- [به راء و سين مهملتين و هاء. بوزن بدمست] بمعنى جادو باشد [3]. مثالش شمس فخرى گويد: بيت چه غم از كيد دشمن جاه او را پيمبر را چه از نيرنگ فرهست و ابو نصر مرغزى نيز گويد: بيت هست را نيست كند تنبل او نيست را هست كند فرهستش
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص951)
sourceLink

بفتح فاء و هاء و سكون سين مهمله بمعنى جادوئى و سحر آمده ابو نصر مروزى كفته هست را نيست كند تنبل او نيست راهست كند فرهستش
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص549)
sourceLink

جادويى باشد .ابو نصر مرغزى گفت: بيت نيست راهست كند تنبل او هست را نيست كند فرهستش
(
صحاح الفرس
, ص46)
sourceLink

(اسم) جادويى و سحر.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2117)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]جادو و جادوئى و سحر و ساحرى و افسونگرى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2556)
sourceLink

هم جادوييى باشد.بو نصر مرغزى گفته است: نيست را هست كند تنبل وى #هست را نيست كند فرهستش.
(
فرهنگ قواس
, ص9)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.