فيلك بوزن و معنى پيلك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1058) 
به فتح اول بر وزن عينك تيرى را گويند كه پيكان آن دو شاخ باشد و تير چرخ را نيز گفتهاند كه كوكب عطارد باشد و نام مقامى و جايى است در راه كعبه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص676) 
- تير بدخشانى باشد كه پيكان آن دو شاخ باشد و تير چرخ را نيز گويند [3]. مثالش شمس فخرى گويد: بيت ايا شهى كه بدوزى بروز كين و مصاف بر آسمان مه و خورشيد را بيك فيلك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص976) 
"بفتح ياء و سكون لام و كاف،تير بدخشانى بود كه دو شاخ باشد و تير چرخ را نيز گويند. فرخى گفت: بيت بكوه بر شد و اندر نهاله گه بنشست فيلك پيش و بزه كرده نيمچرخ بچنگ" 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص184) 
[اسم][فارسی]تيرى كه پيكان آن دو شاخه باشد.و تير چرخ يعنى ستارۀ عطارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2603) 
(اسم) پيلك. بيلك. فيال. تيرى كه پيكان آن دوشاخ باشد. ¦¦مصغرِ فيل. بچهفيل. فيل كوچك. پيلچه. پيلبچه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2148) 
تير بدخشانى بود.فرّخى گفت: بكوه برشد و اندر نهاله گه بنشست#فيلك پيش و بزه كرده نيم چرخ بچنگ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص95) 
تير بدخشانى[را]گويند؛دو شاخه بود.فرخى گويد: بكوه برشد و اندر نها لگه بنشست#فيلك پيش وبزه كرده نيم چرخ كمان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص173) 