ستاغ بالكسر،عقيم و نازاينده،ابن يمين گويد: بيت بودم اميدى كه روزى اين شب حبلاى من دولتى زايد خود او هم شد به بخت من ستاغ و بمعنى كره اسب زين ناكرده،و در نسخۀ ميرزا بمعنى كره اسب شير خواره، و اسب مطلق،و شتر بسيار شير نيز آورده،و در سامى اسپ نازاينده،و شمس فخرى بمعنى اسب بىزين آورده و گفته: بيت هنگام بخشش از كرم بيدريغ خويش زر بدره جامه رزمه و گله دهد ستاغ ليكن ازين بيت منصور شيرازى مطلق اسپ معلوم ميشود: بيت خجسته شاه سوارى كه ثابتات و هلال ز روى مرتبهاش گشته نعل و ميخ ستاغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص836) 
به كسر اول بر وزن چراغ به معنى كره اسب شيرخواره باشد و كره اسبى را نيز گويند كه هنوز او را زين بر پشت ننهاده باشند و مطلق اسب را نيز گويند اعم از آنكه كره باشد يا غير كره و به معنى اسب نازاينده و آدم نازاينده هم هست كه به فارسى سترون و به عربى عقيمه گويند و شتران شير دهنده و شتران بسيار شير را نيز ستاع مىگويند و به معنى سرون هم آمده است كه شاخ گاو و گوسفند و سرين و كفل باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص493) 
بكسر سين عقيم و نازاينده ابن يمين كفته بودم اميدى كه روزى اين شب حبلى من دولتى زايد خود او هم شد ز بخت من ستاغ و كره اسب زين ناكرده و شيرخوار و اسب بزرك را نيز كويند منصور شيرازى كفته خجسته شاهسوارى كه ثابتات و هلال ز روى مرتبهاش كشته نعل و ميخ ستاغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص458) 
دو معنى دارد اول نازاينده بود . دوم اسب زين ناكرده بود بسبب آنكه هنوز كره باشد.خفاف گفت: بيت من با تو رام باشم همواره تو چون ستاغ كره جهى از من 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص163) 
- در نسخۀ وفائى عقيم باشد. مثالش ابن يمين گويد: بيت بودم اميدى كه روزى اين شب حبلى من دولتى زايد خود او هم شد ببخت من ستاغ و بمعنى كرۀ زين ناكرده نيز آورده اما شمس فخرى بمعنى اسب بىزين آورده و گفته: بيت هنگام بخشش از كرم بيدريغ خويش زر بدره جامه رزمه و گله دهد ستاغ در نسخۀ ميرزا كرۀ اسب شيرخواره و اسب مطلق و شتر بسيار شير نيز آمده اما در سامى فى الاسامى اسب نازاينده باشد و برين قول اعتماد بيشترست اما ازين بيت منصور شيرازى مطلق اسب مستنبط مىشود: بيت خجسته شاهسوارى كه ثابتات و هلال ز روى مرتبهاش گشته ميخ و نعل ستاغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص759) 
[صفت][فارسی]عقيم و بىبر و سترون و نازا.و اسب و كره اسب شيرخواره. و كره اسبى كه هنوز زين بر آن نگذاشته باشند. و شتر شير دهنده.و شتر بسيار شير.و شاخ و قرن.و درخت گز.و سقط جنين و افتادن بچۀ نارسيده از شكم.و سرين و كفل. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1844) 
(اسم ، صفت) كرۀ اسب شيرخواره. كره اسبى كه هنوز زين بر پشت او ننهاده باشند. ¦¦ (ص) اسب نازاينده و آدم نازاينده. سترون. عقيمه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1652) 
كرۀ اسب را گويند.خفاف گفته است: من با تو رام باشم همواره#تو چون ستاغ كره جهى از من ستاغ را اسدى طوسى بگويد: هزاران دگر كرگان ستاغ#بهريك بر از نام ضحاك داغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص73) 
شتر[شير] آور است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص74) 
ستاغ كره كرهاسب زينناكرده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2271) 