bookmark

معنی شنگرف

شنگرف

معروف.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص957)
sourceLink

با كاف فارسى بر وزن و معنى شنجرف باشد و آن چيزى است كه از سيماب و گوگرد سازند و نقاشان و مصوران بكار برند و معرب آن شنجرف است و به يونانى سريقون خوانند و نام كرمى هم هست دراز و گندم‌خوار كه در كشتزارها به هم رسد و غله را خراب كند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص586)
sourceLink

- شنجرف باشد و در نسخۀ ميرزا بمعنى كرم گندم خوار نيز باشد كذا فى الادات مثال معنى دوم ازرقى گويد: بيت آن مى كه گرز دور بدارى ز عكس آن شنگرف سوده گردد مغز اندر استخوان
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص863)
sourceLink

شنجرف بود.كسائى گفت: بيت بنفشه‌زار بپوشيد روزگار ببرف درونه گشت خيار و زرير شد شنجرف
(
صحاح الفرس
, ص169)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]شنجرف. و نام كرمى دراز و گندم‌خوار كه در كشتزار بهم رسد و غله را خراب كند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2089)
sourceLink

(اسم) شنجرف. سنجرف. زنجفر. زنجرف. نوعى كانى سرخرنگ كه در طبيعت به صورت دانه، توده يا رشته و رگه يافت مىشود و گرد آن در نقاشى و رنگرزى به كار مىرود. ¦¦كرمى دراز و گندمخوار كه در كشتزارها غله را خراب مىكند. ¦¦ (ص) مجازاً، سرخ.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1845)
sourceLink

كرمست[كشت]خوار.
(
فرهنگ قواس
, ص55)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.