bookmark

معنای خواليگر

خواليگر

(صفت مرکب) خوالگر. طباخ. آشپز. سفره‌چى. خوراك‌پز.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1172)
sourceLink

خواليگر

مطبخى.فردوسى طوسى گفته است: يكى خانه او را بياراستند#بديبا و خواليگران خواستند
(
فرهنگ قواس
, ص149)
sourceLink

خواليگر [ xavāli-gar ]

با ثانى معدوله بر وزن بازيگر طباخ و مطبخى و خوانسالار و سفرچى باشد و به كسر اول نيز گفته‌اند كه بر وزن نهاليگر باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص355)
sourceLink

- [بوزن بازيگر] طباخ و خوانسالار. فردوسى فرمايد: بيت يكى خانه او را بياراستند بديبا و خواليگران خواستند و بفتح واو نيز گويند: شمس فخرى گويد: بيت چون سپهرست بزم او و دروست ميزبان مهر و مه خواليگر* و خوالگر نيز گويند [بوزن راهبر] چنانكه شاه ناصر خسرو فرمايد : بيت اين آفروشه‌ايست كه زاغست خوالگرش هر دو قرين يكدگر و نيك درخورند و معنى آفروشه پيشتر گذشت.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص434)
sourceLink

طباخ و خوانسالار باشد .فردوسى.گفت: بيت يكى خانه او را بياراستند بديبا و خواليگران خواستند
(
صحاح الفرس
, ص104)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] خوالگر و طباخ و مطبخى و آشپز و سفره‌چى و خوانسالار. و طعام.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1417)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.