بادسار يعنى بىسنگ و بىوقار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص216) 
بر وزن خاكسار به معنى سبك سير و رونده باشد و مردم سبك و بىتمكين و وقار را نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص113) 
كنايه از سبك و جلف و بىتمكين بود چنانكه حكيم سوزنى كفته بادۀ كزوى جدا كردد بخيل از رادمرد بادۀ كزوى شود پيدا حكيم از بادسار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص773) 
- يعنى سبك سرو بىوقار. مثالش شاه ناصر خسرو گويد: بيت نگويد تا برويش ننگرم من نه چون هر ژاژ خايى باد سارى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص143) 
سبكسر باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص100) 
(صفت مرکب) سبكسير. رونده. تندرو. ¦¦بىوقار. سبكسر. سبكسار. بىتمكين. سبكمغز. بادسر. ¦¦سربههوا. ¦¦جاى پرباد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص307) 
[صفت][فارسی]سبك سير و تندرو.و مردم سبك و بىتمكين و بىوقار . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص502) 
بادسار و بادسر بمعنى سبك و بىتمكين و متكبر بىمعنى و سر بهوائى و آن را بادسرى نيز كويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص140) 