قَوْقَعَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای قَوْقَعَ

قَوْقَعَ

دخل في صَدَفَتِه: «قَوْقع حَلزون» ¦¦
لفّ‌ بعضه على بَعض:«قَوْقَعت صفحات كتاب»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1196)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.