كالوخ بضم لام و خاى معجمه در آخر،نوعى از رستنيها كه بوى بد دارد، سوزنى گويد: مصراع گنده دماغ بنفشه بوى نه كالوخ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1085) 
به سكون خاى نقطهدار گياهى باشد بدبوى و بعضى گويند كندناست و آن سبزى باشد كه خورند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص703) 
كندنا باشد و آن را كالونيز كفتهاند سوزنى كفته كنده دماغى بنفشه جوى نه كالوخ كنده دهانى كرفس خاى نه كنكر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص567) 
- [بضم لام] نوعى از رستنيها را گويند، مثالش حكيم سوزنى گويد: بيت گنده دماغى بنفشه بوى نه، كالوخ گنده دهانى كرفس خاى نه كيكيز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1034) 
(اسم) كالو. گياهى بدبوى. ¦¦گندنا. سبزيى كه خورند. تره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2227) 
[اسم][فارسی]گندنا.و يك قسم گياهى بدبوى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2748) 
رستنيهاست.رودكى گفته است: گنده دماغى بنفش بوى نه كالوخ گنده دهانى كرفس خاى نه كيكيز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص38) 