bookmark

معنی مانگ

مانگ [ māng ]

بنون موقوف و كاف فارسى،ماه باشد،عنصرى گويد: بيت بگرمى بر ان كوكبه بانگ زد كزان بانگ تپ لرزه بر مانگ زد
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1319)
sourceLink

به سكون نون و كاف فارسى به معنى ماه باشد كه قمر است و به معنى آفتاب هم به نظر آمده است و به معنى اول اصح است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص843)
sourceLink

- [بوزن بانگ] ماهرا گويند. و در زفانگويا بمعنى آفتاب نيز بنظر رسيده اما ظاهرا معنى اول اصحست چنانكه سراج الدين راجى گويد: بيت نتابد پيش مهر روى او مانگ كه از شش دانگ حسن اوست يك دانگ و حكيم عنصرى گويد: شعر ز گرمى بر آن كوكبه بانگ زد كه آن بانگ تب لرزه بر مانگ زد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1338)
sourceLink

(اِ) مانك. ماه. قمر.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2560)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]ماه و خورشيد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3023)
sourceLink

ماه است.عنصرى گويد: ز گرمى برآن كوكبه بانگ زد#كزان بانگ تب لرزه در مانگ زد. مانگ را بندار رازى گويد: آنكس كه بنور مانگ و خورشيد#تشبيه تو كرد فقد البعيد. نظير ديگر همو گفت : شف مشكين خطش بى‌مانگ برديم #بدوش مانگ شف روشن نمايد
(
فرهنگ قواس
, ص14)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.