كنو [ kanu ]بوزن و معنى كنب،و كنودان و كنودانه تخم آن،كه شاهدانه نيز گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1216) 
به فتح اول و ثانى و سكون واو بنگ را گويند و به عربى ورق الخيال خوانند و به فتح اول و ضم ثانى هم گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص753) 
بمعنى كنب و كنف است كه بنك باشد و تخم آن را كنودانه و شاهدانه كويند و كنودانه تبديل كنفدانه بوده چه فا و واو بيكديكر بدل شوند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص604) 
- [بفتح كاف و نون] همان كشو بمعنى اخير [2] و - بضم نون - نيز آمده اما - بفتح - اصحست و تخم آن را كنودان و كنودانه نيز گويند و شاهدانه خوانند درين زمان. * 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1122) 
[اسم][فارسی]بنگ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2850) 
سنى را گويند كه ازليف تنۀ اورسن سازند.سوزنى گفته است: گلوى درد را با سرفه كم كرد و كنب سازد#بجاى شربت كشكاب عناب و سك پستان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص39) 
كنو (اسم) بنگ. ورقالخيال. كنب و كنف و تخم آن را كنودانه و شاهدانه گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2348) 