bookmark

معنی شباهنگ

شباهنگ

به فتح ها و سكون نون و كاف فارسى نام ستارۀ كاروان‌كش است و آن ستاره‌اى باشد كه پيش از صبح طلوع كند و به عربى شعرى خوانند و به معنى دويم شبانگاه نيز آمده است كه جايگاه ستوران باشد و مرغ سحرخوان را هم مى‌گويند كه بلبل باشد و به عربى عندليب خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص559)
sourceLink

- در نسخۀ ميرزا مرغ سحرخوان و ستارۀ شعرى باشد و مرغ سحر، يعنى بلبل. مثال اين معنى امير خسرو فرمايد: بيت دوش ز ياد رخت آه جگر سوز من شد بهوا پر بسوخت مرغ شباهنگ را و فخر گرگانى نيز گويد: [بيت] مغنى نوائى بده چنگ را بدل آتشى زن شباهنگ را و در شرفنامه بمعنى شعرى و شبانگاه آمده . بمعنى شعرى حكيم فردوسى فرمايد: بيت چو يك نيمه از تيره شب درگذشت شباهنگ بر چرخ گردون بگشت و بمعنى شبانگاه شيخ نظامى فرمايد: بيت شباهنگ چون برزد از كوه دود بر آهنگ شب مرغ دستان نمود
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص870)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]شعرى و ستارۀ صبح و ستارۀ كاروان كش يعنى ستاره‌اى كه پيش از صبح طلوع كند.و سحر و صبح و بامداد.و عندليب و بلبل.و مرغ سحرخوان.و خانۀ دهقانى.و دندانهاى معشوق.و اسب.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2002)
sourceLink

(اسم مرکب) بلبل. ¦¦ستارهاى روشن كه در بعضى ايام به وقت شام تابان مىشود و بعضى ايام در وقت صبح. ستارۀ شبكش. ستارۀ صبح. كاروانكش.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1775)
sourceLink

شبست.خاقانى گويد: على رغم خورشيد دست خميرت#حلى با جبين شب‌آهنگ بسته.
(
فرهنگ قواس
, ص15)
sourceLink

شباهنك

مرغ سحرخوان يعنى بلبل كه شب آهنك خواندن كند و ستاره شعرى را نيز كفته‌اند كه مانند مرغ سحر خوان شب آهنك طلوع نمايد فخر كركانى كفته شعر مغنّى نوائى بزن چنك را بدل آتشى زن شباهنك را استشهاد اصحاب فرهنك بدين شعر در معنى شباهنك خالى از ايهامى نيست ولى من واضح‌تر كفته‌ام شعر كروهى آن‌چنان مولع به پيكار كه پيش كل بناليدن شباهنك و بمعنى ستاره شعرى نيز آمده فردوسى كفته شعر چو يك نيمه از تيره‌شب دركذشت شباهنك بر چرخ كردان بكشت و بمعنى شبانكاه شيخ نظامى كفته شعر شباهنك چون برزد از كوه دود بر آهنك شب مرغ دستان نمود
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص501)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.