احمق احمق [-ابله]: كودن، كم خرد. تفاوت آن با سفيه ( ← سفاهت) اين است كه در فقه به كسى سفيه گفته مىشود كه تنها اموال خود را در اغراض نادرست و غير عقلايى مصرف كند(1)؛ در حالى كه ابله به فردى اطلاق مىشود كه از نظر خرد و انديشه كاستى دارد. از اين موضوع در بابهاى جهاد، نكاح و شهادات سخن گفته شده است. ابله از كسانى است كه از آنان جزيه ( ← جزيه) گرفته نمىشود.(2)گزينش دايۀ احمق براى شير دادن نوزاد(3)و ازدواج با زن احمق كراهت دارد.(4)نگاه كردن احمقى كه از غريزۀ شهوت و ميل به زن برخوردار نيست، به نامحرم جايز است.(5)به قول مشهور، ولىّ احمق بالغى كه طلاق دادن را نمىفهمد، مىتواند همسر او را با داشتن مصلحت طلاق دهد.(6) شهادت ( ← شهادت) ابله پذيرفته نيست.(7)ابله از مصاديق مستضعف به شمار رفته، احكام آن بر او جارى مىشود.(8) ( ← استضعاف) (1) جواهر الكلام 52/26-56. (2) 237/21. (3) 306/29-307. (4) العروة الوثقى 799/2. (5) الحدائق الناضرة 76/23-78. (6) جواهر الكلام 6/32. (7) الروضة البهية 127/3. (8) جواهر الكلام 115/30. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیتفرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام
, ص283) 
احمق است مُغَفَّلٌ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ اصطلاحات روز فرهنگ اصطلاحات روز
, ص20) 