تَرَّسَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای تَرَّسَ

تَرَّسَ

تَوَقَّى بالترس.
(
المعجم الوسيط
, ص84)
sourceLink

تستَّر بالترس
(
أقرب الموارد
, ص297)
sourceLink

سپر دادن،سپردار كردن،مسلح به زره كردن،زره‌پوش كردن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص62)
sourceLink

إِذا اتَّقى بالتُّرس .
theDescriptionIsMachineCreated
(
شمس العلوم
, ج2 , ص746)
sourceLink

تَرَّسَهُ

او را وادار به گرفتن سپر كرد. ¦¦
بر او سپر آويخت يا به او سپر داد
(
فرهنگ ابجدی
, ص223)
sourceLink

أَلبسهُ او اعطاهُ تُرساً ¦¦
جعله يتخذ الترسَ
(
المنجد فی اللغة
, ص60)
sourceLink

تَرَّسَ فلانا

اعطاهُ ترساً ¦¦
جعلهُ‌ يتَّخذ الترس.
(
أقرب الموارد
, ص297)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَرَّسَ

التاء و الراء و السين كلمةٌ‌ واحدة،و هى التُّرْسُ‌ ،و هو معروف .(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص343)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.