كرفس به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و سين بىنقطه رستنى باشد كه از آن ترشى سازند يعنى در ميان سركه اندازند و خورند و گويند تخم آن شهوت مردان و زنان را برانگيزاند و از اين جهت است كه زنانى را كه بچه شير مىدهند از كرفس خوردن منع كنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص720) 
معروفست و با مثالش كذشت و كرفس الماء كنكر آبى را كويند و آن را بعربى قرة العين خوانند و بتركى بولاغ اتى و برومى سيون نامند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص579) 
[اسم][فارسی]رستنى مأكول از طايفۀ چترى كه از آن خورش سازند و با سركه مانند كاهو خورند. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم][عربی]بمعنى كرفس فارسى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2785) 
(اسم) كلفس. كرسب. كرسف. اجمود. گياهى است علفى و دوساله از تيرۀ چتريان به ارتفاع 20 تا 60 سانتىمتر كه در اكثر نقاط خصوصاً در نواحى بحرالرومى (و همچنين ايران) فراوان است. اين گياه جزء سبزيهاى خوراكى است و در اغذيه مصرف مىشود. ريشهاش راست و خاكسترى قهوهاى و درونش سفيدرنگ است. ساقهاش مايل به رنگ سبز بىكرك است و برگها شفاف و اندكى ضخيم مىباشد. گلهايش كوچك و سفيد و مايل به زردند. ميوهاش كوچك و قهوهاىرنگ و داراى خطوطى سفيد است. ريشه و برگ و ميوۀ اين گياه مصرف خوراكى و دارويى دارد. برگ گياه مذكور ضد اسكوربوت و شيرۀ آن بعنوان مقوى و ضد تب به كار مىرود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2264) 
رستني هاست.رودكى گفته است: گنده دماغى بنفش بوى نه كالوخ گنده دهانى كرفس خاى نه كيكيز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص38) 
بفتحتين،گياهى است كه بهندى اجمود گويند،و در قاموس نيز آورده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1118) 