اسْتَكْشَطَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب استفعال
bookmark

معنای اسْتَكْشَطَ

اِسْتَكْشَطَ البعيرُ

حان لهُ ان يُكشَط.
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص556)
sourceLink

حان له ان يُكشَط
(
المنجد فی اللغة
, ص687)
sourceLink

هنگام آن رسيد كه پوست شتر را در آورد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص64)
sourceLink

اِسْتَكْشَطَ الشيءَ

پوشش يا سر پوش آن چيز را برداشت
(
فرهنگ ابجدی
, ص64)
sourceLink

بمعنى كشطهُ
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص556)
sourceLink

مثل كشطه
(
المنجد فی اللغة
, ص687)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.