bookmark

معنی ايدون

ايدون [ idun ]

اكنون،و اينچنين،و هميدون هم اينچنين.
(
فرهنگ رشیدی
, ص182)
sourceLink

به فتح اول بر وزن و معنى اكنون است كه اين زمان و الحال باشد و به كسر اول به معنى اين چنين و اينجا و اين زمان و اين دم و اين ساعت بود.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص104)
sourceLink

با اول مفتوح بمعنى اكنون است نظامى كفته شعر كر ايدون كه آيد فريدون بمن كرفتار كردد هم ايدون بمن استاد فرخى كفته شعر مردمى آموخت است و مرد فكندن باز نيايد همى بعالم از ايدون و با اول مكسور بمعنى اين‌چنين بود خاجوى كرمانى كفته شعر بر روى نكو اين‌همه آشفته نكردند سرّيست ز اوصاف تو ايدون به نكوئى ديكر بمعنى اينجا آمده چنانكه آندون بمعنى آنجاست ناصر كفته ع سر ز رعنائى كهى ايدون و كه اودون كنى
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص133)
sourceLink

[معين فعل‏][فارسی‏] اين چنين و بدين طريق.و حالا و اكنون و الان. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]خدا و ايزد.
(
فرهنگ نفیسی
, ص474)
sourceLink

اكنون و همچنين هم سوزنى گفته است: ايدون گمان برم كه ز باد ركاب خويش#دجال را بيفكند از خر خدايگان
(
فرهنگ قواس
, ص195)
sourceLink

ايدون

(قید) اينچنين. بدين طريق. همچنين. ¦¦ اكنون. اين زمان. الحال. اين دم. اين ساعت. در اين زمان. ¦¦ اينجا. اين سوى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص284)
sourceLink

ضرب المثل ايدون

به بانگ خوش گرامى شد سوى مردم هزار آوا - وزان خوار است زاغ ايدون كه خوش و خوب نسرايد

ناصر خسرو.
(
امثال و حکم
, ص378)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.