كيز [ kiz ]بالكسر و ياى مجهول،نمد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1261) 
با اول به ثانى كشيده و به زاى نقطهدار زده به معنى نمد باشد و آن را از پشم مالند و به عربى لبد گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص768) 
بالكسر و ياى مجهول بمعنى نمد است كه از پشم مالند و فرش كنند و نوعى از آن را كليم بكاف پارسى كويند بهر كيكى كليم نتوان سوخت و نوعى از آن پشمينه كه فرش نمايند قالى و وجه تسميه آن اينكه اوّل بافتن آن پشمينه رنكارنك در بلد قاليقلا كه از ارزنة الرّوم و ديار بكر است بظهور آمده و باطراف بردند و نمد و كليم و قالى خواندند منسوب بقاليقلا و مخفّف آن 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص616) 
- [بكسر كاف] نمد باشد. مثالش حكيم سوزنى گويد: بيت كيز نمد باشد و مصحف او كير كير بكون تو باد و خفته تو بر كيز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1060) 
(اِ) نوعى كه نمد آن را از پشم مالند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2379) 
[اسم][فارسی]نمد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2872) 
نمد را گويند.سوزنى گفته است: كيز نمد باشد مصحف او كير#كير بكون تو باد و خفته تو بر كيز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص155) 