بِرُسُلِي (آیه 12/سوره المائدة) 
[الرُّسُل]: جمع رسول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2497) 
[الرَّسول]: المُرْسَل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2499) 
[الرُّسْل]: تخفيف الرُّسُل، و هي لغة بني تميم؛ و كان أبو عمرو يخفف الرُّسُل إِذا أضاف إِلى حرفين كقوله تعالى: قٰالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ، وَ قَفَّيْنٰا بِرُسُلِنٰا، و إِذا أضاف إِلى حرف واحد قرأ بالتثقيلكقوله: بِرُسُلِي، و إِذا لم يضف كقوله: وَ قَفَّيْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2495) 
بِرُسُلِنٰا (آیه 27/سوره الحديد) 
[الرُّسُل]: جمع رسول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2497) 
[الرَّسول]: المُرْسَل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2499) 
[الرُّسْل]: تخفيف الرُّسُل، و هي لغة بني تميم؛ و كان أبو عمرو يخفف الرُّسُل إِذا أضاف إِلى حرفين كقوله تعالى: قٰالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ، وَ قَفَّيْنٰا بِرُسُلِنٰا، و إِذا أضاف إِلى حرف واحد قرأ بالتثقيلكقوله: بِرُسُلِي، و إِذا لم يضف كقوله: وَ قَفَّيْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2495) 
إِنّٰا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ (آیه 81/سوره هود) 
رسل (بكسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر«أَلاَ أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولاً» و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط. . . و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است. خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر... رسول، در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر ميباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست. نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد ميان رسول و نبى عموم و خصوص مطلق است و هر رسول نبى است و اگر كسى نبى نباشد رسول هم نيست... جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
مراد از رسل در قرآن مجيد اكثرا پيامبران است ولى گاهى از آن ملائكه مراد است مثل «قٰالُوا يٰا لُوطُ إِنّٰا رُسُلُ رَبِّكَ» 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص92) 
رُسُلُ اللّه تارة يراد بها الملائكة، و تارة يراد بها الأنبياء، فمن الملائكة قوله تعالى إِنّٰا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص353) 
أصل اَلرِّسْلِ: الانبعاث على التّؤدة و يقال: ناقة رِسْلَةٌ: سهلة السّير، و إبل مَرَاسِيلُ: منبعثة انبعاثا سهلا، و منه: اَلرَّسُولُ المنبعث، و تصوّر منه تارة الرّفق، فقيل: على رِسْلِكَ، إذا أمرته بالرّفق، و تارة الانبعاث فاشتقّ منه الرّسول، و اَلرَّسُولُ يقال تارة للقول المتحمّل و تارة لمتحمّل القول و اَلرِّسَالَةِ. و اَلرَّسُولُ يقال للواحد و الجمع. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص352) 
جمع - رسول - رُسُل - است و گاهى مراد از - رسل اللّه فرشتگان هستند و گاهى پيامبران. دربارۀ فرشتگان آيات: (إِنّٰا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ). 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص72) 
اصل - رِسْل - برانگيخته شدن به آرامى و نرمى است. ناقةٌ رَسْلَة: شترى كه آرام راه مىرود. إبلٌ مَرَاسِيل - شترى كه به سهولت برانگيخته مىشود، و از اين واژه: عبارت - الرَّسُول المنبعث - است(پيامبر مبعوث و برانگيخته شده). كه گاهى معنى رفق و مدارا از آن تصوّر مىشود مىگويند: عَلَى رِسْلِكَ: در وقتى كه كسى را به مهربانى و آرامش امر كنى به كار مىرود و گاهى فقط در معنى برانگيخته شدن است و واژه - رسول - از آن مشتقّ شده است و گاهى درباره رسالت و رساندن و تبليغ زبان به كار مىرود. و گاهى رسالت، با زبان و كتاب و نوشتن است، واژۀ رسول در مفرد و جمع هر دو به كار مىرود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص71) 
إِنَّ رُسُلَنٰا يَكْتُبُونَ مٰا تَمْكُرُونَ (آیه 21/سوره يونس) 
مراد از رسل در قرآن مجيد اكثرا پيامبران است ولى گاهى از آن ملائكه مراد است مثل «إِنَّ رُسُلَنٰا يَكْتُبُونَ مٰا تَمْكُرُونَ» ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رسل (بكسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر«أَلاَ أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولاً» و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط. . . و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است. خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر... رسول، در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر ميباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست. نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد ميان رسول و نبى عموم و خصوص مطلق است و هر رسول نبى است و اگر كسى نبى نباشد رسول هم نيست... جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص92) 
بَلىٰ وَ رُسُلُنٰا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ (آیه 80/سوره الزخرف) 
رُسُلُ اللّه تارة يراد بها الملائكة، و تارة يراد بها الأنبياء، فمن الملائكة قوله تعالى: بَلىٰ وَ رُسُلُنٰا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص353) 
أصل اَلرِّسْلِ: الانبعاث على التّؤدة و يقال: ناقة رِسْلَةٌ: سهلة السّير، و إبل مَرَاسِيلُ: منبعثة انبعاثا سهلا، و منه: اَلرَّسُولُ المنبعث، و تصوّر منه تارة الرّفق، فقيل: على رِسْلِكَ، إذا أمرته بالرّفق، و تارة الانبعاث فاشتقّ منه الرّسول، و اَلرَّسُولُ يقال تارة للقول المتحمّل و تارة لمتحمّل القول و اَلرِّسَالَةِ. و اَلرَّسُولُ يقال للواحد و الجمع. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص352) 
جمع - رسول - رُسُل - است و گاهى مراد از - رسل اللّه فرشتگان هستند و گاهى پيامبران. دربارۀ فرشتگان آيات: بَلىٰ وَ رُسُلُنٰا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص72) 
اصل - رِسْل - برانگيخته شدن به آرامى و نرمى است. ناقةٌ رَسْلَة: شترى كه آرام راه مىرود. إبلٌ مَرَاسِيل - شترى كه به سهولت برانگيخته مىشود، و از اين واژه: عبارت - الرَّسُول المنبعث - است(پيامبر مبعوث و برانگيخته شده). كه گاهى معنى رفق و مدارا از آن تصوّر مىشود مىگويند: عَلَى رِسْلِكَ: در وقتى كه كسى را به مهربانى و آرامش امر كنى به كار مىرود و گاهى فقط در معنى برانگيخته شدن است و واژه - رسول - از آن مشتقّ شده است و گاهى درباره رسالت و رساندن و تبليغ زبان به كار مىرود. و گاهى رسالت، با زبان و كتاب و نوشتن است، واژۀ رسول در مفرد و جمع هر دو به كار مىرود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص71) 
وَ قَفَّيْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ (آیه 87/سوره البقرة) 
[الرُّسُل]: جمع رسول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2497) 
[الرَّسول]: المُرْسَل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2499) 
[الرُّسْل]: تخفيف الرُّسُل، و هي لغة بني تميم؛ و كان أبو عمرو يخفف الرُّسُل إِذا أضاف إِلى حرفين كقوله تعالى: قٰالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ، وَ قَفَّيْنٰا بِرُسُلِنٰا، و إِذا أضاف إِلى حرف واحد قرأ بالتثقيلكقوله: بِرُسُلِي، و إِذا لم يضف كقوله: وَ قَفَّيْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2495) 
وَ إِذَا اَلرُّسُلُ أُقِّتَتْ (آیه 11/سوره المرسلات) 
باحتمال قوى مراد فرستادههاى عالم طبيعت است از آسمان و زمين و خورشيد و ماه و ستارگان و غيره كه اينها همه از جانب خدا در اين عالم رها و فرستاده شدهاند و بطور خودكار براه خود ادامه ميدهند و در يكديگر تأثير ميكنند و روز قيامت همۀ آنها ميايستند چون آنروز روز فصل و جدائى است مؤيد اين سخن كلمۀ المرسلات است در اول سورۀ كه دربارۀ آن بحث خواهد شد طبرسى و زمخشرى و بيضاوى رسل را بمعنى پيامبران گرفته و گفتهاند: يعنى وقت پيامبران تعيين شود تا براى شهادت بر امّت خود حاضر شوند ولى ملاحظۀ آيات قبل و بعد نشان ميدهد كه اين معنى درست نيست. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رسل (بكسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر«أَلاَ أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولاً» و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط. . . و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است. خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر... رسول، در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر ميباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست. نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد ميان رسول و نبى عموم و خصوص مطلق است و هر رسول نبى است و اگر كسى نبى نباشد رسول هم نيست... جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص92) 
قٰالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ (آیه 11/سوره إبراهيم) 
[الرُّسُل]: جمع رسول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2497) 
[الرَّسول]: المُرْسَل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2499) 
[الرُّسْل]: تخفيف الرُّسُل، و هي لغة بني تميم؛ و كان أبو عمرو يخفف الرُّسُل إِذا أضاف إِلى حرفين كقوله تعالى: قٰالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ، وَ قَفَّيْنٰا بِرُسُلِنٰا، و إِذا أضاف إِلى حرف واحد قرأ بالتثقيلكقوله: بِرُسُلِي، و إِذا لم يضف كقوله: وَ قَفَّيْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2495) 
تِلْكَ اَلرُّسُلُ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اَللّٰهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجٰاتٍ وَ آتَيْنٰا عِيسَى اِبْنَ مَرْيَمَ اَلْبَيِّنٰاتِ (آیه 253/سوره البقرة) 
اَلرَّسُولُ واحد الرسل و هو الذي يأتيه جبرئيل عليه السلام قبلا و يكلمه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص383) 
رسل (بكسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر«أَلاَ أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولاً» و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط. . . و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است. خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر... رسول، در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر ميباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست. نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد ميان رسول و نبى عموم و خصوص مطلق است و هر رسول نبى است و اگر كسى نبى نباشد رسول هم نيست... جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص94) 
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنٰا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ (آیه 78/سوره غافر) 
رسل (بكسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر«أَلاَ أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولاً» و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط. . . و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است. خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر... رسول، در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر ميباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست. نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد ميان رسول و نبى عموم و خصوص مطلق است و هر رسول نبى است و اگر كسى نبى نباشد رسول هم نيست... جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص96) 
مَا اَلْمَسِيحُ اِبْنُ مَرْيَمَ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ اَلرُّسُلُ (آیه 75/سوره المائدة) 
رسل (بكسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر«أَلاَ أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولاً» و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط. . . و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است. خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر... رسول، در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر ميباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست. نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد ميان رسول و نبى عموم و خصوص مطلق است و هر رسول نبى است و اگر كسى نبى نباشد رسول هم نيست... جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص96) 
يٰا أَيُّهَا اَلرُّسُلُ كُلُوا مِنَ اَلطَّيِّبٰاتِ وَ اِعْمَلُوا صٰالِحا (آیه 51/سوره المؤمنون) 
قيل: عني به الرّسول و صفوة أصحابه، فسمّاهم رسلا لضمّهم إليه، كتسميتهم المهلّب و أولاده: المهالبة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص353) 
أصل اَلرِّسْلِ: الانبعاث على التّؤدة و يقال: ناقة رِسْلَةٌ: سهلة السّير، و إبل مَرَاسِيلُ: منبعثة انبعاثا سهلا، و منه: اَلرَّسُولُ المنبعث، و تصوّر منه تارة الرّفق، فقيل: على رِسْلِكَ، إذا أمرته بالرّفق، و تارة الانبعاث فاشتقّ منه الرّسول، و اَلرَّسُولُ يقال تارة للقول المتحمّل و تارة لمتحمّل القول و اَلرِّسَالَةِ. و اَلرَّسُولُ يقال للواحد و الجمع. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص352) 
گفته شده مقصود پيامبران و ياران پاك و خالص آنهاست كه چون در همه حال مطيعان و پيوستگان راستين او هستند آنها را نيز - رسل - ناميده است مثل واژه مهلّب و اولاد او كه آنها را - مهالبة - ناميدهاند. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اصل - رِسْل - برانگيخته شدن به آرامى و نرمى است. ناقةٌ رَسْلَة: شترى كه آرام راه مىرود. إبلٌ مَرَاسِيل - شترى كه به سهولت برانگيخته مىشود، و از اين واژه: عبارت - الرَّسُول المنبعث - است(پيامبر مبعوث و برانگيخته شده). كه گاهى معنى رفق و مدارا از آن تصوّر مىشود مىگويند: عَلَى رِسْلِكَ: در وقتى كه كسى را به مهربانى و آرامش امر كنى به كار مىرود و گاهى فقط در معنى برانگيخته شدن است و واژه - رسول - از آن مشتقّ شده است و گاهى درباره رسالت و رساندن و تبليغ زبان به كار مىرود. و گاهى رسالت، با زبان و كتاب و نوشتن است، واژۀ رسول در مفرد و جمع هر دو به كار مىرود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص73) 
وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا كَذَّبُوا اَلرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ (آیه 37/سوره الفرقان) 
الزجاجُ: يَدُلُّ هذا اللفظ أن قَوْمَ نُوحٍ قد كذَّبوا غير نُوح عليه السلام بقَوْلِه الرُّسُلَ، و يجوز أن يُعْنَى به نُوحٌ وحده، لأن من كذَّب بِنَبِىٍّ فقد كذَّب بجميعِ الأنبياءِ، لأنه مُخالِفٌ للأنبياءِ، لأن الأنبياءَ عليهم السلام يؤمنون باللّٰهِ و بجميعِ رسُله، و يجوز أن يكونَ يعنى به الواحدَ و يَذْكُرُ لَفْظ الجِنْسِ، كقولكَ: أنْتَ ممَّن يُنْفِقُ الدَّراهِمَ، أى ممّن نَفَقَتُه من هذا الجِنْسِ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الإِرسال: التَّوْجِيهُ، و قد أَرْسَلَ إليه، و الاسمُ: الرِّسالةُ، و الرَّسالةُ، و الرَّسولُ، و الرَّسِيلُ، الأخيرة عن ثعْلَبٍ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج8 , ص473) 
قال الزجاج: يَدُلُّ هذا اللفظ على أَن قوم نوح قد كَذَّبوا غير نوح، عليه السلام، بقوله الرُّسُل، و يجوز أَن يُعْنى به نوح وحده لأَن من كَذَّبَ بنبيٍّ فقد كَذَّب بجميع الأَنبياء، لأَنه مخالف للأَنبياء لأَن الأَنبياء، عليهم السلام، يؤمنون بالله و بجميع رسله، و يجوز أَن يكون يعني به الواحد و يذكر لفظ الجنس كقولك: أَنت ممن يُنْفِق الدراهم أَي ممن نَفَقَتُه من هذا الجنس. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الإِِرْسَال: التوجيه، و قد أَرْسَلَ إِليه، و الاسم الرِّسَالَة و الرَّسَالَة و الرَّسُول و الرَّسِيل. الرَّسُول: بمعنى الرِّسالة، يؤنث و يُذكَّر، فمن أَنَّث جمعه أَرْسُلاً. سُمِّي الرَّسول رسولاً لأَنه ذو رَسُول أَي ذو رِسالة. و الرَّسول: اسم من أَرْسَلْتُ و كذلك الرِّسَالة. الرَّسُول: معناه في اللغة الذي يُتابِع أَخبار الذي بعثه أَخذاً من قولهم جاءت الإِِبل رَسَلاً أَي متتابعة. الجمع أَرْسُل و رُسُل و رُسْل و رُسَلاء. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص284) 
وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِيمَ بِالْبُشْرىٰ (آیه 31/سوره العنكبوت) 
رُسُلُ اللّه تارة يراد بها الملائكة، و تارة يراد بها الأنبياء، فمن الملائكة قوله تعالى وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِيمَ بِالْبُشْرىٰ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص353) 
أصل اَلرِّسْلِ: الانبعاث على التّؤدة و يقال: ناقة رِسْلَةٌ: سهلة السّير، و إبل مَرَاسِيلُ: منبعثة انبعاثا سهلا، و منه: اَلرَّسُولُ المنبعث، و تصوّر منه تارة الرّفق، فقيل: على رِسْلِكَ، إذا أمرته بالرّفق، و تارة الانبعاث فاشتقّ منه الرّسول، و اَلرَّسُولُ يقال تارة للقول المتحمّل و تارة لمتحمّل القول و اَلرِّسَالَةِ. و اَلرَّسُولُ يقال للواحد و الجمع. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص352) 
جمع - رسول - رُسُل - است و گاهى مراد از - رسل اللّه فرشتگان هستند و گاهى پيامبران. دربارۀ فرشتگان آيات وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِيمَ بِالْبُشْرىٰ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص72) 
اصل - رِسْل - برانگيخته شدن به آرامى و نرمى است. ناقةٌ رَسْلَة: شترى كه آرام راه مىرود. إبلٌ مَرَاسِيل - شترى كه به سهولت برانگيخته مىشود، و از اين واژه: عبارت - الرَّسُول المنبعث - است(پيامبر مبعوث و برانگيخته شده). كه گاهى معنى رفق و مدارا از آن تصوّر مىشود مىگويند: عَلَى رِسْلِكَ: در وقتى كه كسى را به مهربانى و آرامش امر كنى به كار مىرود و گاهى فقط در معنى برانگيخته شدن است و واژه - رسول - از آن مشتقّ شده است و گاهى درباره رسالت و رساندن و تبليغ زبان به كار مىرود. و گاهى رسالت، با زبان و كتاب و نوشتن است، واژۀ رسول در مفرد و جمع هر دو به كار مىرود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص71) 
وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطا سِيءَ بِهِمْ (آیه 77/سوره هود) 
رُسُلُ اللّه تارة يراد بها الملائكة، و تارة يراد بها الأنبياء، فمن الملائكة قوله تعالى وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص353) 
أصل اَلرِّسْلِ: الانبعاث على التّؤدة و يقال: ناقة رِسْلَةٌ: سهلة السّير، و إبل مَرَاسِيلُ: منبعثة انبعاثا سهلا، و منه: اَلرَّسُولُ المنبعث، و تصوّر منه تارة الرّفق، فقيل: على رِسْلِكَ، إذا أمرته بالرّفق، و تارة الانبعاث فاشتقّ منه الرّسول، و اَلرَّسُولُ يقال تارة للقول المتحمّل و تارة لمتحمّل القول و اَلرِّسَالَةِ. و اَلرَّسُولُ يقال للواحد و الجمع. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص352) 
جمع - رسول - رُسُل - است و گاهى مراد از - رسل اللّه فرشتگان هستند و گاهى پيامبران. دربارۀ فرشتگان آيات وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص72) 
اصل - رِسْل - برانگيخته شدن به آرامى و نرمى است. ناقةٌ رَسْلَة: شترى كه آرام راه مىرود. إبلٌ مَرَاسِيل - شترى كه به سهولت برانگيخته مىشود، و از اين واژه: عبارت - الرَّسُول المنبعث - است(پيامبر مبعوث و برانگيخته شده). كه گاهى معنى رفق و مدارا از آن تصوّر مىشود مىگويند: عَلَى رِسْلِكَ: در وقتى كه كسى را به مهربانى و آرامش امر كنى به كار مىرود و گاهى فقط در معنى برانگيخته شدن است و واژه - رسول - از آن مشتقّ شده است و گاهى درباره رسالت و رساندن و تبليغ زبان به كار مىرود. و گاهى رسالت، با زبان و كتاب و نوشتن است، واژۀ رسول در مفرد و جمع هر دو به كار مىرود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص71) 
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا وَ هُمْ لاٰ يُفَرِّطُونَ (آیه 61/سوره الأنعام) 
مراد از رسل در قرآن مجيد اكثرا پيامبران است ولى گاهى از آن ملائكه مراد است مثل «تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا وَ هُمْ لاٰ يُفَرِّطُونَ» ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رسل (بكسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر«أَلاَ أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولاً» و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط. . . و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است. خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر... رسول، در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر ميباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست. نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد ميان رسول و نبى عموم و خصوص مطلق است و هر رسول نبى است و اگر كسى نبى نباشد رسول هم نيست... جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص92) 