بالو بضم لام،دانۀ سخت كه بر اعضاى آدمى برايد،و مسه نيز گويند،و برادر، ليكن بمعنى اول بباى فارسى مشهورترست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص210) 
بر وزن خالو برادرى را گويند كه از يك مادر و يك پدر باشد و به معنى ازخ هم هست و آن دانهاى سخت باشد كه در اعضاى آدمى بر مىآيد و درد نمىكند و آن را به عربى ثؤلول خوانند و به معنى آواز حزين هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص121) 
«آژخ»بود و آن چيزى بود چند عدسى كه از تن مردم برآيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص293) 
(اسم) ← زگيل. ¦¦بهق. پيسى پوست. ¦¦برادرى كه از يك مادر و يك پدر باشد. برادر پدرى و مادرى. ¦¦آواز حزين. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص348) 
[اسم][فارسی]برادر پدرى و مادرى. و ازخ و ثؤلول.و آواز حزين.و بهق و شادانه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص523) 
ژخ .شاكر بخارى گويد: اى عشق ز من دور كه بر دل همه رنجى#چون بر زبر چشم يكى محكم بالو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص162) 