لوبره [ lu-bare ]به ضم اول و ثانى مجهول و فتح باى ابجد و راى قرشت ميش دشتى را گويند و در بعضى از نسخ گاوميش دشتى نوشتهاند اللّه اعلم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص830) 
بالضم و واو مجهول و باى مفتوح،پيشدستى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1300) 
بضم اول بمعنى ميش دشتى آوردهاند برهان كويد كه بمعنى كاوميش دشتى نيز آمده معلوم شد كه ميش دشتى را كاوميش دشتى خوانده چه در فرهنكها چنان چيزى نيست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص662) 
[اسم][فارسی]ميش دشتى. و گاو ميش دشتى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2987) 
ميش دشتى و بز كوهى را گويند.فردوسى طوسى گويد: بدستور گفت آنگهى اردوان #كه اين غرم بارى چرا شد روان. غرم را نيز سوزنى گفته است: آيد از وى بر هواداران در اين ميمون سفر#آنچه از شير شكارى بر دل غرم و غنم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص75) 