bookmark

معنای گون

گون

[اسم‏][فارسی‏]يك قسم گياه خاردارى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2923)
sourceLink

(اسم) رنگ. لون. ¦¦گونه. مجازاً، رخسار و چهره. ¦¦نوع. قسم. ¦¦صفت. ¦¦قانون. طرز. روش. قاعده. ¦¦از ادات تشبيه است: آبگون؛ مانند آب. ¦¦
(اسم) گياهى است از تيرۀ پروانهواران كه درختچهاى است و حداكثر به ارتفاع يك متر مىرسد و داراى خارهاى بسيار است و در مغز ساقۀ آن صمغى است سفيدرنگ كه چون در آخر بهار بر جدار ساقه بريدگى و خراشى ايجاد كنند صمغ مذكور با فشار از ساقه بيرون مىآيد و آن را كتيرا مىگويند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2467)
sourceLink

صفت.
(
فرهنگ قواس
, ص160)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.