تخله [ taxle ]به فتح اول و لام و سكون ثانى به معنى نعلين و عصا باشد و ريزه خورده هر چيز را نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص233) 
بالفتح،عصا،و نعلين،منجيك گويد: بيت اندر فضايل تو قلم گويى چون تخلۀ كليم پيمبر شد و فخرى گويد: بيت ايا شاهى كه هر سايل كه آيد بدرگاه تو بىدستار و تخله و در فرهنگ بمعنى ريزۀ هر چيز گفته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص412) 
بالفتح عصا و نعلين منجيك كفته شعر اندر فضايل تو قلم كوى چون تخله كليم پيمبر شد فخرى كفته شعر ايا شاهى كه هر سايل كه آيد بدركاه تو بىدستار و تخله 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص260) 
«نعلين»باشد .منجيك گفت: بيت اندر فضايل تو عدم گويى چون تخلۀ كليم پيمبر شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص270) 
- [بفتح تا و لام و سكون خاء معجمه] عصا و نعلين باشد. مثالش شمس فخرى فرمايد: شعر ايا شاهى كه هر سايل كه آيد بدرگاه تو بىدستار و تخله ز جود و بخشش تو باز گردد ز زر پر كرده صاع وكيل و پله و استاد منجيك نيز گويد: بيت اندر فضايل تو قلم گويى چون تخلۀ كليم پيمبر شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص326) 
[اسم] [فارسی] جفت كفش و نعلين و عصا. و تراشه و خرده و ريزۀ از هر چيز. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص829) 
نعلين باشد.منجيك گويد: اندر فضايل تو قدم گويى#چون تخلۀ كليم پيمبر شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص156) 