هسك [ hasak ]به فتح اول و ثانى و سكون كاف غله بر افشان را گويند و آن آلتى باشد كه به آن غله را به باد دهند تا از كاه جدا شود و نيز طبقى باشد پهن كه از نى بافند و بدان غله پاك كنند و به سكون ثانى هم به نظر آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص953) 
- [بسين مهمله. بوزن نمك] و - بسكون سين - نيز آيد. بمعنى هنيده كه گذشت يعنى چيزى كه غله را بدان برافشانند تا كاه از دانه جدا شود [2]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1528) 
بفتحتين غلّه بر افشان را كويند و آن آلتى است كه بآن غله را بباد دهند تا كاه از دانه جدا شود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص749) 
[اسم] [فارسی]ابزارى كه بدان غله را باد دهند تا از كاه جدا گردد.و طبقى از نى كه بدان غله را پاك كنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3941) 
غله افشان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص140) 
هسك (اسم) غلهبرافشان. آلتى كه با آن غله را به باد دهند تا از كاه جدا شود. شنه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3165) 