مروا بالضم،فال نيك و دعاى خير،خاقانى گويد: بيت از سنگ صفا صفا پذيرى مروا ز جمال مروه گيرى و مثال ديگر در مرغوا گذشت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1335) 
به ضم اول بر وزن خرما فال نيك و دعاى خير باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص856) 
- [بضم ميم و سكون راى مهمله] فال نيك باشد. حكيم عنصرى فرمايد. شعر لب بخت فيروز را خندهاى مرا نيز مرواى فرخندهاى و بمعنى دعاى خير نيز آمده. مثال اين معنى از بيت دوم مرغوا ظاهر مىشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1298) 
بضم اول فال نيكو است و دعاى خير خاقانى كفته شعر از سنك صفا صفا پذيرى مرو از جمال مروه كيرى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص677) 
(اسم) فال نيك. دعاى خير. نيكانديشى. مرحبا. تحسين مقابل مرغوا، نفرين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2680) 
[اسم][فارسی]فال نيك. و دعاى خير. و نام لحن بيست و دويم از سى لحن باربد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3270) 
مل وا بود بهرامى گويد: روزه بپايان رسيد و آمد[نو]عيد #ديرزى و شاد و نيك بادت مروا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
فال نيك زدن باشد.رودكى گفت: روزه بپايان رسيد و آمد نو عيد#هرروز بر آسمانت بادا مروا. ديگرى گفت : آرى چو پيش آيد قضا،مروا شود چون مرغوا#جاى شجر گيرد گيا،جاى طرب گيرد شجن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص2) 
فال نيك؛ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص193) 