كنجده به ضم اول و كسر ثالث به معنى كنجدك است كه عنزروت و پادزهر باشد و كلفۀرو يعنى خالهاى سفيد ريزه كه بر روى و اندام آدمى افتد و بدن و رو را افشان كند و خال را نيز گفتهاند و به فتح جيم و ضم جيم هم به نظر آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص750) 
[اسم][فارسی]كنجاره. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2845) 
(اسم) كنجدك. نام صمغى كه به عربى انزروت خوانند و كحل فارسى و كحل كرمانى و به شيرازى كدر و به هندى لايى و آن صمغ درخت خاردارى است كه آن را شايكه نامند و به بلندى دو ذرع، برگ آن شبيه به برگ مورد و درخت كندر و منبت آن فارس و تركستان و بهترين آن سفيد مايل به زردى تازه آن است كه در باليدگى مانند كندر صغار و زودشكن باشد و طعم آن تلخ و شيرين و در دواى چشم به كار برند. گوزده. عنزروت. ¦¦كلفۀ رو يعنى خالهاى سفيد ريزه كه بر روى و اندام آدمى افتد و بدن و رو را افشان كند. ككمك. ¦¦پازهر. ¦¦خال. ¦¦كنجاره. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2340) 
انزروت . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص43) 