إِعْضال اِسْتِحاله حَلّ:«إعْضال مُشْكِلة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
عدم قابليَّة الشِّفاء،اِسْتِعصاء،«إعْضال داء» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص987) 
عضل الإعضال : أعضل الأمرُ:إذا اشتد، و المعضلات:الشدائد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج7 , ص4596) 
أَراد المسأَلة الصعبة أَو الخُطَّة الضَّيِّقة المَخارج من الإِعْضَال أَو التَّعْضِيل ، و يريد بأَبي الحسن علي بن أَبي طالب، كَرَّم اللهُ وجهَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج11 , ص453) 
اعضال [ e'zāl ][مصدر][عربی]سخت گرديدن بر شخص كارى.و دشوار شدن زادن زن بچه را.و درمانده كردن.و مانده و عاجز نمودن بيمارى طبيب را.و ناخشنود شدن از كسى. و ناخشنود داشتن.و تنگ آمدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص305) 