ثَلَّجَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای ثَلَّجَ

ثَلَّجَ

برَّد،غَمَر بالثَّلْج ليجعل باردًا جدًّا و مُرَطِّبًا و مُنْعِشًا: «ثلَّج خَمْرًا» ¦¦
وضَع في ثلاَّجة: «ثلَّج شرابًا»،«ثَلَّجَ‌ لَحْمًا» ¦¦
حوَّل إلى ثَلْج
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص170)
sourceLink

ثَلَّجَه

سرد كردن(با يخ)؛يخ ساختن،يخ‌زده كردن،منجمد كردن(چيزى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص70)
sourceLink

مداخل هم ریشه ثَلَّجَ

الثاء و اللام و الجيم أصلٌ‌ واحد،و هو الثَّلْج المعروف.(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص385)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.