تَجَلْمَدَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَجَلْمَدَ

تَجَلْمَدَ

تَحوّل إلى جُلمُود: «تَجَلْمَد خَشَبٌ‌»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص212)
sourceLink

سنگ شدن،سنگى شدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص90)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.