جَبَّسَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای جَبَّسَ

جَبَّسَ

طلَى أَو زَخْرَف بالجِبْس، جَصَّص:«جبَّس حائطًا» ¦¦
وضَع جَبيرة من الجِصّ‌:«جَبَّسَ‌ عُضْواً كسيراً»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص178)
sourceLink

جَبَّسَه

گچ كردن،اندود كردن،پوشانيدن،با گچ استوار كردن؛در قالب ريختن،گچ‌گيرى كردن (چيزى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص76)
sourceLink

جَبَّسَ العظمَ الكسير

وضع عليه الجِبْسَ. (محدثة) .
(
المعجم الوسيط
, ص105)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.