تَمَسَّخَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَمَسَّخَ

تَمَسَّخ

امَّصَرَ الغَزْلُ‌ بتشديد الميم كافتَعَل إِذا تَمَسَّخ أَي تَقَطَّع
(
تاج العروس
, ج7 , ص485)
sourceLink

تَمَسَّخَ الغزلُ

آن رشته پاره شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص259)
sourceLink

تقطَّع
(
المنجد فی اللغة
, ص761)
sourceLink

امَّصر اَي: تقطَّع.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص206)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَمَسَّخَ

الميم و السين و الخاء كلمتانِ‌:إحداهما المَسخ ،و هو يدلُّ‌ على تشويهٍ‌ و قِلّة طَعْم الشَّيء و مَسَخَه اللّٰه:شوَّهَ‌ خَلْقَه من صورةٍ‌ حسنةٍ‌ إلى قبيحة.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص323)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.