ترس [ taros ]به ضم اول و سكون ثانى و سين بىنقطه سخت و محكم باشد و در عربى سپر را گويند كه تركان قلقان خوانند و به ضم اول و ثانى زمين سخت باشد و به اين معنى به فتح اول و ضم ثانى هم گفتهاند و به فتح اول و سكون ثانى معروف است كه خوف و بيم باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص236) 
- [بضم تا و راى] زمين سخت باشد كه كلنگ بر آن كار نكند و در مؤيد و نسخۀ ميرزا. بفتح تا و ضم راى مهمله آمده . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج1 , ص299) 
بضم اول و سكون دويم و سين بمعنى سخت و محكم باشد و در عربى سپر را كويند و بضم اول و ثانى زمين سخت باشد و باين معنى بفتح اول و ضم ثانى نيز كفتهاند و بفتح اول و سكون ثانى بمعنى خوف و بيم بود و مصدر بر آن ترسيدن و اسم از ان ترسا و ترسان مىآيد و آنچه صاحب جهانكيرى بضم اول بمعنى سخت آورده و شعر نظامى را شاهد كرده شعر برو سينۀ همچو فولاد ترس حديث تنومندى آن خود مپرس در پولادترس معنى اضافى را بوصفى قلب نمودهاند دال را كسره دادهاند پولاد سخت فهميدهاند و حال آنكه پولادسپر مراد نظامى بوده يعنى برو سينه مانند سپر فولادين 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص263) 
[اسم] [عربی] زمين سخت. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم] [فارسی] سخت و محكم. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم] [عربی] سپر. [جمع] اتراس و ترسة ( tersat ) و تراس ( terās ) و تروس ( torus ). و زمين سخت و درشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص850) 
زمين سخت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص29) 
ترس (عربی اسم) سپر. وسيلهاى كه در جنگهاى قديم براى محافظت از زخم سلاح دشمن جلوى خود مىگرفتند. ترسالغدر؛ (سپر حيله) نوعى سپر است كه جنگاور به گردن اندازد و با سوراخى كه در وسط آن تعبيه شده است مىتواند تيراندازى كند. ¦¦سنگر سبك جهت حفاظت مستحفظان قلعه، و آن نوعى ماشين است كه با الوار سازند و در پشت آن تير و سنگ قرار دهند و در پناه آن جنگ كنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج1 , ص724) 